مىرود و ترس و هراس در پيش چشم مصور نمىگردد و انسان آن چه نبايد ، مىكند و مرتكب خلافى مىشود كه ارتكاب آن از جانب وى به هيچ روى بدلها نمىگذشت مثل آن كه فردى متقى و پرهيزكار بوقت بيدارى هر چه بيش تر و تمام تر عفت مىورزد و كار بد نمىكند ولى بهنگام خواب كه بيم و هراس قوانين و ترس رسوايى به حدى قابل ملاحظه وجود ندارد ، دزدى مىكند و باده مىخورد و قمار مىبازد و شهوت را در كار مىآورد ، اين نكته ، نشانهى آنست كه اوصاف و عقايد ناپسند از ضمير آدمى به كلى سترده نشده است . بدين جهت معرفت انسان بسيار مشكل و يا ممتنع است و به ظاهر هيچ كس اطمينان نتوان داشت و اى بسا مردم بىآزار كه مورى را زير پاى خود رنجور نمىكنند و دم از حمايت حيوانات مىزنند و بمحض اينكه محيط آنها عوض مىشود خون هزاران كس از نوع انسان را بىمحابا بر خاك مىريزند ، سائر اميال و شهوات را ازين نمونه قياس بر توان گرفت .
حكما نيز مىگويند كه انسان از قواى الهى و حيوانى و طبيعى مركب است و هر يك از اينها به سهم خود در اعمال و اخلاق انسان تاثيرى جدا دارد و آدمى هم فرشته و هم درنده و هم ستورى بىشعور و بار كش تواند بود . ( الامتاع و الموانسه ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 96 ، 109 ، 112 ، 187 ) شيخ سعدى نيز مىگويد :
توان شناخت بيك روز در شمايل مرد * كه تا كجايش رسيده است پايگاه علوم
ولى ز باطنش ايمن مباش و غره مشو * كه خبث نفس نگردد بسالها معلوم
گلستان ، ص 188 كشمكش نيروهاى يزدان و اهرمن در كيش زردشتى و مانوى و تنازع