تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 971

مساهمون:

ص٩٧١
با يزيد : طيفور بن عيسى بن سروشان بسطامى از اكابر صوفيه ، ( متوفى 234 يا 261 ) در بسطام . يزيد : پسر معاويه بن ابى سفيان ، آن ستمكار خمر باره ( متوفى 64 ) . نان و خوان آسمان : بكنايت : معانى غيبى و حقايق الهامى . الصلا : صلا بتازى آتش است ، آتش افروختن براى دعوت بمهمانى و اعلام حوادث به كار مىرفته است ، عرب بر سر پشته‌ها و كوههاى بلند آتش روشن مىكرده‌اند تا اگر گرسنه و دور افتاده‌اى خواهان طعام باشد بدلالت روشنى آتش ، بر سر سفره‌ى آنها حاضر شود و غذا بخورد ، اين آتش را « نار القرى » و « نار الضيافة » مىناميده‌اند :
تبيت نار الهوى منهن فى كبد * حرى و نار القرى منهم على القلل
لامية العجم طغرايى
لعمري لقد لاحت عيون كثيره * الى ضوء نار فى يفاع تحرق
اعشى قيس جع : بلوغ الارب ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 167 - 161 كه فصلى مشبع در آتشها كه عرب بر مىافروخته‌اند ( نيران العرب ) نوشته است . سپس اين كلمه بمعنى دعوت بطعام و دعوت بنحو مطلق و كلى استعمال شده است . پيچ پيچ : سخت پيچيده ، مجازا گرفتار و كسى كه راه بجايى نبرد . نارسان : چيزى كه حاصل نشود و بطالب نرسد . سالكان بوقت ذكر و دوام مراقبت از خود غافل مىشوند و حالتى خواب آسا بر ايشان عارض مىگردد و در آن حالت ، معانى را بر شكل صور خيالى مىبينند چنان كه بهنگام خواب ، گاه باشد كه شيطان بر آنها ظاهر مىشود