در نقش خود يا به صورت يكى از اوليا ، صوفيان در ظهور معانى به كسوت صور خيالى از اشخاص و الوان و جز آن سخنها دارند . ( جع : اوراد الاحباب ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 306 - 301 ، مناقب اوحد الدين كرمانى ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 168 ) مولانا در بيت ( 2273 ) بدان گفته نظر دارد .
دير بايد تا كه سر آدمى * آشكارا گردد از بيش و كمى
زير ديوار بدن گنج است يا * خانهى مار است و مور و اژدها
چون كه پيدا گشت كاو چيزى نبود * عمر طالب رفت آگاهى چه سود
شناختن انسان كارى سخت دشوار و يا ممتنع است و مانند شناسايى ديگر جانوران سهل و زود ياب نيست زيرا آنها به حكم غريزه عمل مىكنند ، غريزه به راه خود مىرود و اختلاف نمىپذيرد ، آدمى همهى آن غرائز را داراست ولى عاقل است و مىتواند اميال خود را در زير پردهى نفاق و ريا بپوشد و هر چند گرگ صفت باشد به لباس ميشى كم آزار در آيد و مردم را فريب دهد ، علاوه بر آن كه آدمى از قواى مختلف تركيب شده است و بواسطهى داشتن حافظه و استعداد قوى مىتواند كه صفات و خصوصيات اشيا و اشخاص ديگر را كسب كند و يا بتكلف از خود فرا نمايد ، اين نيروهاى مختلف در وجود آدمى بعضى به حال كمون و برخى در حال ظهور موجود است ، قوانين و شرايع و عادات و سنن و ترس از مواخذه و عقاب و رسوايى و بد نامى و گاهى نيز نابودن وسايل و اسباب و محيط مناسب ، مانع از آنست كه اين اوصاف كار و خاصيت خويش را پديد آرد ولى ناپيدايى و عدم ظهور ، بر عدم وجود آنها دلالت نمىكند و همين كه وسايل و محيط سازگارى آماده شد ذهن و فكر آدمى را در تصرف مىگيرد و بكارى كه خلاف قوانين و سنن است وا مىدارد ، در چنين حالتى شرم بيكسو