پزشكى كه باشد به تن دردمند * ز بيمار چون باز دارد گزند
شاهنامهى ى فردوسى
پزشكى كه خود باشدش زرد روى * از او داروى سرخ رويى مجوى
بوستان سعدى
پزشكى چون كنى دعوى كه هرگز * نيابد راحت از بيمار ، بيمار
كى شود هيچ دردمند درست * زين طبيبان كه زار و بيماراند
ناصر خسرو امثال و حكم دهخدا ، در ذيل : طبيب يداوى الناس و هو عليل .
تمام بيت چنين است :
و غير تقى يا مر الناس بالتقى * طبيب يداوى الناس و هو عليل
خواجه حافظ مىگويد :
دردم نهفته به ز طبيبان مدعى * باشد كه از خزانهى غيبم دوا كنند
ديوان حافظ ، ص 133 درين ابيات مولانا ، شيخان مدعى و رياكار مردم فريب را كه بطمع كسب جاه و مال ، بنا حق بر مسند ارشاد مىنشستند و مردمان ساده دل و زود باور را از راه مىبردند ، انتقاد مىكند و مفاسد تبعيت آنها را بر مىشمارد بدين گونه كه چون اساس تربيت صوفيانه مبتنى بر عمل و رياضت است و درين راه ، وصول بمدارج كمال ، از طريق صحبت و به حكم محيط متناسب ، حاصل مىگردد بناچار ، كسى كه متصدى تربيت مريدان است ، نخست بايد خويش را مهذب ساخته و مدارج سلوك را بپاى صدق و صفا پيموده باشد تا مريدان از تاثير صحبت و ديدن اعمال نيك او ، متاثر شوند و گرم در كار آيند و اين راه دراز