تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 966

مساهمون:

ص٩٦٦
در حديث است : لا تاكل الا طعام تقى و لا ياكل طعامك الا تقى . ( جز طعام مردم پرهيزكار مخور و بايد كه طعام ترا جز مردم پرهيزكار نخورند . ) احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 9 . در مهمانى رفتن ، شرط است كه دعوت ستمكاران و مبتدعان و فاسقان و بد كاران را نپذيرند و همچنين است ضيافتى كه از روى تكلف و براى خود نمايى و فخر كنند ، ميزبانى هر گاه مايه‌ى سرور ميزبان نشود و منت ميهمان نپذيرد و بر وى منت نهد در خور قبول نيست و مايه‌ى خوارى است ، اين شرطها را محمد غزالى در احياء العلوم ( ج 2 ، ص 9 ، 10 ) ذكر كرده است . « اگر مهمان شوى مهمان هر كس مشو كه حشمت را زيان دارد . » قابوسنامه ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 75 . بيت ( 2264 ) ناظر بدين نكات است . خاقانى مىگويد :
از ساغر سپهر تهى كيسه مى مخور * وز سفره‌ى جهان سيه كاسه نان مخواه همت كفيل تست كفاف از كسان مجوى * دريا سبيل تست نم از ناودان مخواه
ديوان خاقانى ، ص 376 بيت ( 2268 ) ناظر است بدين مثل :
هست از جمله‌ى عجايب دهر * لسن گنگ و اعمش كحال
مقامات حميدى
سبل گيرد آن ديده از آب شور * كه دارو ستاند ز كحال كور
امير خسرو دهلوى نظير آن ، ابيات ذيل است :