تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 961

مساهمون:

ص٩٦١

شرح ابيات

[ قصد خليفه كه در كرم در زمان خود از حاتم طائى گذشته بود ]

يك خليفه بود در ايام پيش * كرده حاتم را غلام جود خويش
رايت اكرام و داد افراشته * فقر و حاجت از جهان برداشته
بحر و كان از بخشش‌اش صاف آمده * داد او از قاف تا قاف آمده
در جهان خاك ابر و آب بود * مظهر بخشايش وهاب بود
از عطايش بحر و كان در زلزله * سوى جودش قافله بر قافله
قبله‌ى حاجت در و دروازه‌اش * رفته در عالم به جود آوازه‌اش
هم عجم هم روم هم ترك و عرب * مانده از جود و سخايش در عجب
آب حيوان بود و درياى كرم * زنده گشته هم عرب زو هم عجم
اين خليفه بگفته‌ى ى شيخ عطار در مصيبت نامه و بنقل محمد عوفى در جوامع الحكايات ، مأمون عباسى ( 218 - 198 ) بوده است . حاتم بن عبد الله طائى مردى است مشهور بجود و كرم كه در اوائل اسلام مىزيست ، پسر او ، عدى بن حاتم از صحابه‌ى حضرت رسول اكرم ( ص ) و از شيعيان حضرت امير مومنان على ( ع ) بود و بسال 67 وفات يافت ، اسد الغابه طبع مصر ، ج 3 ، ص 394 - 392 . بيت دوم ، نسخه‌ى موزه‌ى قونيه ، نسخه‌ى بدل : رايت اكرام وجود افراشته . وهاب : بسيرا بخشنده ، يكى از اسماء و صفات الهى است كه در قرآن و حديث آمده است . التحبير فى علم التذكير از ابو القاسم قشيرى ، نسخه‌ى عكسى . بحر ( دريا ) و كان ، در زبان فارسى مثل است براى كرم و جود ، ظاهرا بمناسبت آن كه مرواريد و جواهر از آنها بدست مىآيد :