وحدت نژاد اصلى براى جامعه نتواند بود ، فكر عاشق بىنهايت است ، هر فكرى با متعلّق خود مناسبت دارد ، صوفى بگذشته و آينده مشغول نمىشود ، انسان مخلوطى از نيكى و بدى است ، صوفى اشكال تراشى نمىكند ، بحث در اسرار حروف ، ظهور سعادت و شقاوت در قيامت ، ولىّ كامل هم درين جهان شقى و سعيد را مىشناسد ، مقصود آفرينش مرد كامل است ، بقا بدون فناى صورت ميسّر نمىشود ، بحث در بارهء احتياج بمرشد ، نجات سالك در خلاف نفس است ، فوائد صحبت ، لزوم اطاعت از پير ، دستگير دوران نيز هست ، حقيقت توحيد .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 960
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٩٦٠