تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
مقتضى آن نيست كه اخلاص‌ورزان ديندار دست از عمل بردارند گذشته از آن كه ترتّب عمل بر ايمان تا حدّ قابل توجّهى قهرى است ، تمييز عمل و طاعت مخلصانه و منافقانه ، دشوار و موهبتى الهى است ولى بحسب عادت ، اثر يا سبب فعل ، راهى است بسوى تشخيص و تمييز و آن گاه كه آفتاب محبّت راستين بر دل مىتابد بىوجود اثر و سبب ، تشخيص درست ميسّر مىگردد . گفتيم كه اعمال ، ظهور و اثر ملكهء نفسانى و يا صورت خارجى نمودار معنى است و ميان آنها نوعى تلازم وجود دارد ازين مقدّمه ممكن است كه جمال پرستان و مدّعيانِ رؤيت معنى در صورت ، گمان برند كه روش آنها به نظر مولانا پسنديده مىآيد ، بدين جهت مولانا بنحو اجمال بدين روش اشارت مىكند و آن را انتقاد مىفرمايد ، تفصيل آن در شرح ابيات مذكور است . مرد عرب بزن خود مىگويد كه اكنون از مخالفت گذشته‌ام و هر چه بگويى فرمان مىبرم ، او بر صحّت ادّعاى خويش سوگند مىخورد ، اين سوگند به آفريدگار آدم و نوع بشر است ، بدين مناسبت از اسرار آفرينش ابو البشر و اعتراض فرشتگان بر خلقت وى و رازى شگفت كه درين اعتراض مندرج بود ، بيتى چند لطيف و جان فزا در نظم مىآورد كه نظير آن در كتب صوفيان ديده نمىشود . زن مرد را بسوى خليفه و عرض حاجت بر وى رهنمايى مىكند ، مرد مىگويد بىبهانه و سببى بدرگاه بزرگان راه نتوان يافت ، هيچ طالبى بىوسيلت بمطلوب دست نمىيابد ، مجنون كه بيمارى ليلى را شنيد ازين جهت گفت كاشكى طبيب مىبودم ، همچنين خداى تعالى در قرآن بلفظ : « قُلْ تَعالَوا » بندگان را دعوت كرد تا همان دعوت وسيلهء طلب گردد ، جواب زن اينست كه وسيلت و سبب در جايى كه جود و كرم بىنهايت است ، درباى و ضرور نيست و كرم بىعلّت از هر وسيلتى بىنياز است .