مغز عمل و جان عبادت است آيا باز هم سالك مكلّف است كه در طاعت بكوشد و يا آن كه تكليف از وى ساقط مىشود ، گروهى از صوفيان بر اين ، و جمعى بر آن رفتهاند . به نظر مولانا ، مطابق اين مورد از مثنوى ، صورت نفسانى بر فرض تحقّق ، منشأ آثار خارجى است ، اين آثار مناسب منشأ خود هستند مثل اينكه ملكهء جود ، انفاق و بذل مال را مقتضى است و تجربه و كمال عقل عملى ، درستى و استقامت عمل را در پى دارد و بر اين قياس ديگر اخلاق و ملكات از قبيل بخل و حرص و طمع يا مناعت نفس و قناعت و بلند نظرى هر يك اثرى مناسب خود پديد مىآورد و هيچ موجودى خواه بيرونى يا درونى ، منفكّ از آثار و خصوصيّات خويش ، در خور تصوّر نيست بنا بر اين ، هر گاه عبوديّت و عشق به حق تعالى فى المثل تحقّق يابد بناچار از آثار خارجى جدا نتواند بود همچنين ايمان و اقرار بنبوّت كه صورت نفسانى است از اطاعت ، انفكاك نتواند پذيرفت ، و اين امريست ارتكازى و فطرى بدليل آن كه محبّت و دوستى هر گاه با آثار بيرونى همراه نباشد مردم آن را باور ندارند و بدين سبب براى يكديگر هديه مىفرستند و گذشت از مال را بر وجود محبّت گواه قرار مىدهند ، نماز و روزه و ديگر طاعتها بمنزلهء شاهدى است بر وجود اقرار و ايمان و از اين رو ايمان بىعمل مقبول نيست .
ازين بحث اشكالى بر مىخيزد و آن نماز منافق و مردم رياكار است كه متفرّع بر ايمان و اخلاص نيست و نتيجه اين مىشود كه عمل از صورت نفسانى جدايى مىپذيرد ، مولانا بجاى آن كه بر طريق مدرسه نشينان بگويد كه لازم اعمّ از ملزوم است ، دليل حسّى مىآورد و نماز منافق و مرائى را بشاهد دروغگو تشبيه مىكند ، گواه و شاهد هميشه راست نمىگويد ليكن وجود اين احتمال موجب نمىشود كه قاضى در موارد ضرورى ، شاهد را از اداء شهادت باز دارد همچنين اعمالى كه بتقليد مؤمنان از روى نفاق و يا رياكارى بجا مىآورند هرگز
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 936
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٩٣٦