عشقورزى و فرمانبردارى از زنان و ميزان حيوانيّت و ستور طبعى ، درشتى و آزار آنهاست .
بيان رقّت انگيز زن مؤثّر افتاد و مرد از گفته پشيمان شد همچنان كه عوانان ستمگر بهنگام مرگ سر انگشت ندامت از كردههاى پيشين بدندان مىگزند زيرا مادام كه رغبت باقى است و آدمى دست اندر كار دارد عيب و نقصان عمل از چشم وى پنهان مىماند و چون آن كار صورت تمامى گرفت عامل رغبت ، پاى فرا پس مىكشد ، ديدهء پايان بين گشوده مىشود و كمى و كاستى كار پيش چشم با ديد مىآيد و پشيمانى و ندامت فضاى انديشه را فرو مىگيرد ، اين نيز بعقيدهء مولانا از مظاهر تأثير قضاى الهى است .
مرد بزن مىگويد من گناه كردهام و به آزار تو بزهمند شدهام ، اين گناه را عفو كن و از سر تقصير من در گذر زيرا مغفرت صفت خداست و اگر كافرى عمرى در غفلت سپرى كند و بوقت مردن ايمان آورد خداوند جرمش را مىبخشد و ايمانش را مىپذيرد چه حضرتيست همه رحمت و بخشايش كه هستى و نيستى و كفر و ايمان عاشق و بندهء فرمان او هستند .
قبول ايمان كافر پير ، بطرح مسئلهء ايمان فرعون منتهى مىشود ، ابن عربى معتقد بوده است كه فرعون بهنگام غرقه شدن ( مطابق آيهء 90 ) ايمان آورد و پاك و بىگناه از جهان رفت ، اين نظر را در فصّ موسوى بيان كرده است و ما بتفصيل در بارهء آن سخن گفتهايم .
مولانا مىگويد كه موسى و فرعون هر يك در حدّ وجودى خود مسخّر مشيّت و دستآموز قضا بودند ، بندگى موسى آشكار بود و بندگى فرعون از نظرها پنهان مىنمود ، شب كه فرا مىرسيد فرعون به خدا مىناليد كه زنجير انكار را از گردنم بردار ، موسى و من دستكاران آفرينش توييم با اين تفاوت كه او را سپيد روى ايمان و مرا سياه روى كفر و انكار ساختهاى ، تملّق و چاپلوسى
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 929
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٩٢٩