تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 927

مساهمون:

ص٩٢٧
و تعلّق پذيرد ، اگر چشم داشت راهرو از خدا يا مرد خداست و نه در حدود اغراض اندك مايه ، صفتى ستوده و مطلوب است و در غير اين صورت ، ناستوده و نكوهيده و رها كردنى است ، ظاهرا مرد عرب ميان اين دو قسم از طمع فرق مىگذارد ، طمع او از قسم نخستين و طمع زن از جنس دومين فرض مىشود و چون هر كسى از چنبرهء وجود خود در ديگران مىنگرد ، زن عرب ، شوهر را بداشتن طمع سرزنش مىكند ، مولانا بدين مناسبت تفاوت داورى را در انكار بو جهل و تصديق بو بكر نسبت به حضرت رسول اكرم ( ص ) مثل مىآورد در صورتى كه موضوع داورى يعنى شخصيّت پيمبر يك چيز بود ، نتيجه آن كه اختلاف از نظر خاست و از منظورٌ إليه نبود . گفتار اعرابى سرانجام بگله و توبيخ و پرخاش مىكشد و زن را تهديد مىكند كه اگر دست از اين گونه سخن بر ندارد عاقبت كار ، جدايى و ترك خان و مان خواهد بود . زن كه مرد را تند خو و آتش مزاج مىبيند از دَرِ نرمى در مىآيد و چون از طريق استدلال و نصيحت گويى ، كارى از پيش نمىبرد ، حربهء نرم ولى برندهء عاطفه را به كار مىگمارد و اشك از چشم فرو مىبارد ، سلاحى كه زنان در برابر استيلاى مردان همواره بدان توسّل مىجويند و غالبا پيروز مىشوند او مىگويد كه اين دل سوزى و تحريض بر طلب معيشت تنها براى آسايش شوهر محبوبش و نه بخاطر رفاه خاطر خودش بوده است ، علائق و عشق بازيهاى آغاز مواصلت را به ياد او مىآرد و معذرتى لطيف و دلنشين پيش مىآورد و درين ميان بهاىهاى گريه مىكند ، زن مظهر جمال و دل ربايى است بدين مناسبت بايد ناز و عشوه بفروشد و در نقاب نازنينى ، مناعت زنان و دلبرانه و سركشى معشوقانه در كار شوهر كند ، نياز و خواهش در خورد مرد جمال نگر و زيبايى پرست است و نسبت به جنس لطيف امرى است بر خلاف انتظار و نابيوسان ،
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 927 | بديع الزمان فروزانفر