نازنينان چون در نياز آيند غارت دل و جان مىكنند و عقل و ايمان را بر باد مىدهند و بارهء آهنين مقاومت مردان را درهم مىشكنند ، علاقه و دل بستگى مردان به زنان حكمى خدايى است ، فرمان خدا نافذ است و از آن سرپيچى نتوان كرد ، دليل آن آيهء چهاردهم از سورهء آل عمران است ( اين آيه و تفسير آن را در شرح ابيات ملاحظه فرماييد ) .
زن را خدا براى آرامش خاطر مرد آفريده است و اين پيوند را به هيچ حربهاى و مقراضى نمىتوان بريد و بدين سبب هر چند كه مرد در ميدان نبرد ، سخت بازو و آهنين پى باشد ، در برابر زن و آن گاه كه در آشيانهء عشق و محبّت خانواده فرو مىخيزد نرم خوى و شيشهدل است ، پيمبر ( ص ) با همه استغراق در عشق حق و تفرّد و تجرّد ، كَلِّمينى يا حُمَيْرا مىزد و از گفتار عايشه آرامش خاطر و آسايش جان مىجست ، سپس مرد و زن را به آب و آتش مثال مىزند كه آب آتش را خاموش مىسازد ولى اگر واسطهاى مانند تابه يا ديگ در ميان آيد ، آتش آب را در جوش مىآورد و به بخار تبديل مىكند ، قدرت مرد مانند آب است و نيروى زن مانند آتش كه اگر واسطهء محبّتى و علقهء مزاوجتى درست ميانجى گردد ، مرد با همه غالبى و پيروزمندى مغلوب و افتاده و گرفتار زن مىشود پس قدرت مردان ، ظاهرى و چيرگى زنان ، باطنى و نهانى است ، ريشهء اين چيرگى و قهّارى مهر و محبّت است كه از صفات بزرگوار و والاى انسانى شمرده مىشود و بدين جهت مردان فرهيخته و خردمند غلبهء زن را مىپذيرند و مردم ناتراشيده و بىخرد و دانش ، زنان را به زير فرمان مىكشند زيرا دستهء اوّلين بكمال انسانيّت رسيده و دستهء دوم بحضيض حيوانيّت در افتادهاند ، اين نكته را به استناد روايتى كه در شرح ابيات مأخذ آن را نشان دادهايم ، تأييد مىفرمايد .
بنا بر اين ، مىتوان گفت كه معيار انسانيّت و صفاى روح ، از نظر مولانا
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 928
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٩٢٨