تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 922

مساهمون:

ص٩٢٢
ستبر كه معلوم نيست در زير آن گنجى نهفته و يا اژدهايى خفته است ولى حقيقت آنست كه اين ديوار بر كشيدهء تن هم خانهء جواهر و هم لانهء موش و اژدهاست و بر اثر عوامل داخلى و محرّكات خارجى گاه از زير آن گوهرهاى تابناك برون مىريزد و گاه موش ويران‌گر و اژدهاى دژم ، سر بر مىكشد و اين كشاكش تا بروز مرگ پاى دار مىماند ولى صوفيان معتقد هستند كه بتأثير رياضت آن اژدها مسخّر مىگردد و زهر بپادزهر بدل مىشود . حال بنگريم كه اين طالب فريب خورده با وجود پيروى از شيخى مدّعى به مقصد تواند رسيد يا آن كه در بيابان بىفرياد گمراهى باطن فرو خواهد ماند ، در جواب مىگوييم كه صدق نيّت و گرمى همّت و قوّت عزيمت ، عاملى است سخت مؤثّر ، ارشاد پير محرّك اين عامل است و هر گاه سالك نَو تعلّم استعداد قبول نداشته باشد بىهيچ شك و شبهت ارشاد شيخ ، در حق او مفيد نمىافتد مگر نه بو لهب و بو جهل و ابو سفيان و بسيارى ديگر از كافران قريش ، پيوستگان و همنشينان نقطهء دائرهء نبوّت بودند و با اين همه دم بدم بر انكارشان مىافزود و يا پيران طريقت از بطانه و خانوادهء خويش منكران سخت كوش نداشتند پس شرط اصلى ، آمادگىِ درون و صدق نيّت است و بنا بر اين هر گاه سالكى ازين صفات برخوردار باشد و از سر راستى و صفاى باطن دست در دامان پيرى زند ، ارشاد او ، هر چند دور از واقع فرض شود ، باطن مريد را در حركت مىآورد و ز ان پس صدق درون و صفاى دل در كار مىايستد و عنايت الهى در مىرسد و راهرو را به منزل مىرساند ولى اين امرى است كه بندرت اتّفاق مىافتد از آن جهت كه صحبت و مجالست با مردم بىحقيقت و پيران فراخ دعوى سرانجام كار خود مىكند و آتش طلب را فرو مىنشاند . ناگفته نگذاريم كه مولانا صحّت عمل طالب را در مورد باز گفته ، مثال مىزند به عمل نماز گزارى كه در شب تاريك بسويى نماز گزارد و آن را قبله پندارد
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 922 | بديع الزمان فروزانفر