كارهاى سترگ بدانها مىسپردند و بر قلعههاى محكم در ثغور مىگماشتند و از چنين كسان ، با چنان روش ، انتظار وفادارى داشتند ، بعضى اوقات ، اين بردگان نو دولت همين كه فرصت مىيافتند سر بعصيان بر مىآوردند و خلاف آغاز مىكردند ، نمونهى اين حوادث در قرن ششم و هفتم بسيار اتفاق افتاده است و مولانا از ديده و شنيدهى خويش ، مثال آورده است .
دوم ، كافران قريش كه در آيهى شريفه بدانها اشارت رفته و مولانا در ابيات پيشين ، اين قصه را نمونه آورد ، اين دو مثال ، نتيجهاى يگانه دارد و آن ، انفاق است نه بجاى خود .
بهر اين مومن همىگويد ز بيم * در نماز اهد الصراط المستقيم
مأخوذ است از آيهى كريمه :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
. ( خدايا ما را به راه راست هدايت كن ) الفاتحة ، آيهى 6 .
راه راست ، بحسب ظاهر و در حركات حسى ، راه روشنى است كه براست و چپ نگرايد و يا كوتاهترين مسافت است ميان مبدا حركت و نهايت آن ، در آيهى شريفه تفسير شده است به اسلام و دين حق و قرآن و راه بهشت و سنت پيمبر و سيرهى ابو بكر و عمر و نيز طريق محمد و اهل البيت و اما و ولى .
هدايت ، راه نمودن است و آن نسبت بكافر واضح است ولى لفظ
« اهْدِنَا »
را ، پيامبر و امامان و مومنان بر زبان آوردهاند و هم در نماز مىخوانند از اين رو مفسران بضرورت ، هدايت را درين آيه بمعنى توفيق و زيادت ايمان و ثبات بر دين حق گرفتهاند ، صوفيان مىگويند در حق مريدان ، استقامت بر خدمت و در درجهى مومنان ، استقامت بر توحيد و در مرتبهى عارفان ، رهايى از وسايط مقامات و مجاهدات است ، به نظر ديگر ، حركت از قوه بسوى فعل ، امرى تدريجى است ، رفتن از نقص بسوى كمال كه سير معنوى است و غالبا بنحو تدريج حصول