تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
چون غلام ياغيى كاو عدل كرد * مال شه بر باغيان او بذل كرد
در نبى انذار اهل غفلت است * كان همه انفاقهاشان حسرت است
عدل اين ياغى و دادش نزد شاه * چه فزايد دورى و روى سياه
سروران مكه در حرب رسول * بودشان قربان به اوميد قبول
بيت دوم اشاره است به آيه‌ى شريفه :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَها ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ
( آنها كه كافراند مالهاى خود را خرج مىكنند تا ديگران را از راه خدا باز دارند ، آن مالها را صرف مىكنند آن گاه ارمان و حسرت مىبرند و مغلوب مىشوند . ) الانفال ، آيه‌ى 36 . اين كافران ، دوازده تن از اشراف قريش بودند كه در جنگ بدر ميهن ( سال دوم هجرت ) هر روز ده شتر مىكشتند و مشركان را ميزبانى مىكردند و آنها را ( مطعمين ) مىنامند ، مقصود مولانا از « سروران مكه » نيز همين مطعمان است . بعضى گفته‌اند كه اى آيت در شان ابو سفيان بن حرب ، پدر معاويه نازل شد كه در جنگ احد ( سال سوم هجرت ) چهل اوقيه زر ، هر اوقيه چهل و دو مثقال ، بر مشركان نفقه كردن ، مولانا روايت نخستين و محمد بن جرير طبرى روايت دومين را بر گزيده است . تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 9 ، ص 149 ، كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 4 ، ص 43 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 4 ، ص 542 ، المنمق ، طبع حيدر آباد دكن ، ص 488 . مولانا براى انفاق نابجا ، دو مثال مىآورد يكى غلام ياغى كه دعوى استقلال كند و مال خزانه‌ى پادشاه را بر همراهان ياغى خود بذل نمايد ، اين مثال بمناسبت آن مىآورد كه ملوك و امرا در روزگاران گذشته بردگان را تربيت مىكردند و گاه نيز در ايفاء لذات نفسانى به كار مىبستند و سپس بر مىكشيدند و
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 909 | بديع الزمان فروزانفر