شپشه نخورد و دزدان بدان دست نيابند پس چنين كن . ) الامتاع و الموانسه ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 44 .
اين جهان نفى است در اثبات جو * صورتت صفر است در معنات جو
جان شور تلخ پيش تيغ بر * جان چون درياى شيرين را بخر
ور نمىدانى شدن زين آستان * بارى از من گوش كن اين داستان
صفر : تهى و خالى ، در علم حساب ، نقطه يا دائرهى كوچكى است كه نشانهى خالى بودن محل است از عددي كه در آن مرتبه بايد قرار گيرد ، صفر پيش از رقم هيچ است و به حساب در نمىآيد :
بد خواه تو در سكنه اين تختهى خاكى * صفريست كه بيشى ندهد هيچ رقم را
ديوان انورى ، ص 7 جان شور تلخ : بكنايت ، جانى كه آلوده هوى و هوس است و پرورش راست و درست نيافته است . مقابل : « جان چون درياى شيرين » كه مقصود جان وارسته و تربيت يافته و فرهيخته است . مناسب است با مضمون اين دو بيت :
مرگ اگر مرد است آيد پيش من * تا كشم خوش در كنارش تنگ تنگ
من ازو جانى برم و بىرنگ و بو * او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ
ديوان ، ب 14035 ببعد