مىيابد با موانع و قواطع همراه است كه از افراط و تفريط مصون ماند ، تشخيص حد ميانين چنان كه گفتيم دشوار است ، آدمى گاه فريفتهى شوق و نشاط در عمل مىشود و راه افراط مىپيمايد به گمان اينكه بر خدمت و طاعت افزوده است و وقتى هست كه از ميل به تن آسانى بسوى تفريط مىرود به خيال اينكه حكم حق دربارهى او چنين است و درين هر دو حالت خويش را بر صواب مىپندارد و خود خواهى غريزى او را بر اين عقيدت مىگمارد و او را نادانسته بگمراهى مىكشاند بنا بر اين ، بايد عمل خود را همواره به ميزان مرد كامل و ولى حق بر سنجد تا در اشتباه نيفتد پس ترس مومن از آن جهت است كه حد وسط ، راهى است دقيق و باريك و هر چشمى آن را باز نمىشناسد ليكن اتصال بولى كامل ، او را از اين خطر رهايى مىبخشد ، مراد مولانا همين توجيه است بدليل :
امر حق را باز جو از واصلى .
جع : تفسير سهل بن عبد الله تسترى ، طبع مصر ، ص 10 ، تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 1 ص 57 - 54 تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 1 ص 15 ، تفسير ابو الفتح ، طبع طهران ، ج 1 ص 34 - 33 ، كشاف ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 53 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانهى ج 1 ص 201 - 198 ، حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 19 - 18 .
آن درم دادن سخى را لايق است * جان سپردن خود سخاى عاشق است
نان دهى از بهر حق نانت دهند * جان دهى از بهر حق جانت دهند
گر بريزد برگهاى اين چنار * برگ بىبرگيش بخشد كردگار
گر نماند از جود در دست تو مال * كى كند فضل خدايت پاى مال
هر كه كارد گردد انبارش تهى * ليكش اندر مزرعه باشد بهى