از پى اين عيش و عشرت ساختن * صد هزاران جان بشايد باختن
در شكار بيشهى جان باز باش * همچو خورشيد جهان جانباز باش
جان فشان افتاد خورشيد بلند * هر دمى تى مىشود پر مىكنند
جان فشان اى آفتاب معنوى * مر جهان كهنه را بنما نوى
در وجود آدمى جان و روان * مىرسد از غيب چون آب روان
تى : مخفف تهى است بمعنى خالى .
جان بازى خورشيد ، نور افشانى آنست چه نور بمنزلهى جان خورشيد است ، خالى شدن و پر شدن آفتاب تصويرى و تخيلى از انقباض و انبساط نور اوست كه بحسب ظاهر گويى بيرون مىريزد و باز بدرون آن باز مىگردد ، براى تفسير بيت آخرين ، جع : شرح مثنوى شريف : ج 2 ، ذيل : ب ( 1145 ) .
[ تفسير دعاى آن دو فرشته كه هر روز بر سر هر بازارى منادى مىكنند ]
گفت پيغمبر كه دايم بهر پند * دو فرشتهى خوش منادى مىكنند
كاى خدايا منفقان را سير دار * هر درمشان را عوض ده صد هزار
اى خدايا ممسكان را در جهان * تو مده الا زيان اندر زيان
ناظر است به حديث شريف : ما من يوم يصبح العباد فيه الا ملكان ينزلان فيقول احدهما اللَّهم اعط منفقا خلفا و يقول الاخر اللَّهم اعط ممسكا تلفا . ( هيچ روز نيست كه بندگان خدا بصبح در آيند مگر آن كه دو فرشته از آسمان فرود مىآيند ، يكى مىگويد خدايا بخشندگان را عوض ده و آن ديگرى مىگويد خدايا مردم زفت را تباهى مال ده ) احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 22 .
اى بسا امساك كز انفاق به * مال حق را جز به امر حق مده
تا عوض يا بى تو گنج بىكران * تا نباشى از عداد كافران