تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 903

مساهمون:

ص٩٠٣
مىرساند ، فعلى كه تعليق مىشود ( جزا ) و فعلى كه جزا بر آن مترتب است ( شرط ) ناميده شود ، فعل جزا مشروط است بحصول شرط و بعد از ادات ( اگر ) مفاد آن شك و تردد در حصول فعل است ، هر گاه شرط ، ممتنع و نفى آن قطعى باشد ، مرسوم قدما اينست كه به آخر فعل شرط و جزا ( ى ) ملحق مىكنند ، اگر فعل مثبت باشد در اين حال ، مفاد آن نفى است كه از امتناع شرط مستفاد مىگردد ، مانند :
گر بينديشى ز آخر كار * از بد و نيك گنبد گردان نه نهالى نشاندى به زمين * نه بنايى بر آردى بجهان
ديوان مسعود سعد ، ص 425
اگر مملكت را زبان باشدى * ثنا گوى شاه جهان باشدى
همان مأخذ ، ص 501 يعنى زبان ندارد و ثنا نمىگويد ، و اگر فعل منفى باشد مفاد آن اثبات است بنا بر قاعده‌ى ( نفى در نفى اثبات است ) زيرا نفى امتناع ، مقتضى امكان يا وجوب فعل است . مانند :
ور مركب نيستى از نيكوى * جانم از عشقش مركب نيستى
لباب الالباب ، ج ، 2 ، ص 12 بيت اول از نوع دوم و معنيش چنين است كه عقل جزوى مدد گويايى از عقل كلى مىپذيرد زيرا استعداد و پذيرش او ، مقتضى خواهش متوالى است . ادات يا حرف اضافه ( بر ) ميان دو اسم ، مفيد معنى پيوستگى و توالى است و در مورد دو چيز كه پشت سر هم و پيوسته بيك ديگر ، قرار گيرند ، استعمال مىشود ، مثل :
خم اندر خم و مار بر مار بر * بدان غبغبش تار بر تار بر به مردى و رادى بگنج و گهر * ستون كيانم پدر بر پدر
شاهنامه‌ى فردوسى