تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
ج 2 ، ص 190 - 183 . اين عقيده مخالف است با گفته‌ى محمد غزالى كه توبه را در جميع احوال و تا هنگام مرگ براى همه‌ى طبقات ضرورى شمرده است . احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 10 - 7 . مضمون بيت اول مناسبت با گفته‌ى شيخ عطار :
چون بىخبر بود مگس از پر جبرئيل * از تو خبر دهند و چنان از تو بىخبر
ديوان عطار ، طهران ، ص 300 نسخه‌ى بدل : خبر دهنده . مجالس سبعه‌ى مولانا ، طبع انقره ، ص 34 .
چون كه فاروق آينه‌ى اسرار شد * جان پير از اندرون بيدار شد
همچو جان بىگريه و بىخنده شد * جانش رفت و جان ديگر زنده شد
حيرتى آمد درونش آن زمان * كه برون شد از زمين و آسمان
جست و جويى از وراى جست و جو * من نمىدانم تو مىدانى بگو
حال و قالى از وراى حال و قال * غرقه گشته در جمال ذو الجلال
غرقه‌اى نه كه خلاصى باشدش * يا بجز دريا كسى بشناسدش
فاروق : هر چه دو چيز را از هم جدا كند ، كسى كه حق و باطل را امتياز دهد ، لقب عمر بن الخطاب خليفه‌ى دوم كه مطابق روايات ، جبرئيل يا حضرت رسول اكرم ( ص ) يا اهل كتاب ( يهوديان و مسيحيان ) بوى داده‌اند به لحاظ آن كه حق را از باطل باز مىشناخت يا حق همواره بر زبانش جارى مىشد و يا آن كه بسبب اسلام آوردنش ، مسلمانان نيرو گرفتند و مسلمانى در مكه علنى شد . جمهره‌ى ابن دريد ، طبع حيدر آباد دكن ، ج 2 ، ص 399 ، لسان العرب ، تاج العروس ، در ذيل : فرق . گريه و خنده عملى جسمانى است و مبدا هر يك ميل شهوانى است با اين