گذشت و عبور از توبه و بعبارت ديگر توبه ، از توبه كردن است ، از رويم بن احمد ( متوفى 303 ) پرسيدند كه توبه چيست ، گفت : آن كه از توبه كردن توبه كنى ( اللمع ، ليدن ، ص 43 ) .
ظاهرا دليل اين نكته آنست كه توبه چنان كه گفتيم استحضار معصيت را بهمراه دارد ، استحضار معصيت ممكن است آدمى را به ارتكاب آن بر انگيزد بخصوص كه ارتكاب گناه وقتى به صورت مىگيرد كه مرتكب از آن لذت مىبرد خواه محرك آن ، قوهى غضبى يا شهوانى باشد بنا بر اين پيش چشم داشتن و با ياد آوردن معصيت ممكن است كه لذت را مجسم سازد و توبه كار را رغبت افزايد تا توبه را بشكند و به ارتكاب معصيت گرايد ، نظر بدان چه گفتيم توبه مخاطره آميز است و سالك بايد از آن در گذرد ، گمان مىرود كه ابو القاسم جنيد بن محمد ( متوفى 297 ) بدين جهت ، توبه را به نسيان و فراموشى معصيت و خطا ، تعريف كرده است ( اللمع ، ص 43 ) مولانا نيز برين عقيده رفته است .
به نظر ديگر معنى توبه رجوع از مخالفت به موافقت است ، صفتى كه در بدايت سلوك ، التزام بدان ضرورت دارد ولى چون موافقت صفت سالك شود محلى براى توبه نمىماند و اگر توبه را رجوع به حق فرض كنيم ، آن گاه صفت دوران و مهجوران است و كسانى كه بنعمت وصول و استغراق در حق نائل شدهاند ازين حالت مستغنى هستند زيرا رجوع صفت غائب است نه و اصل .
ابن عربى كه در تحليل معنى توبه دقت بسيار به كار برده بنوع ديگر توجيه مىكند ، بگفتهى او ، توبه صفت حق تعالى و عبد محل ظهور آن صفت است بدليل آن كه خدا را « تواب » مىگوييم ، منتهى فعل « تاب » هر گاه مستند به حق باشد به ( على ) و هر گاه به بنده اسناد يابد به ( الى ) متعدى مىشود ، در آيات قرآن كريم هم بدين گونه آمده است پس دعوى توبه از جانب عبد بمنزلهى غصب و تصرف در ملك غير است ، ازين دعوى بنده بايد توبه كند . فتوحات مكيه
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 900
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٩٠٠