مىيابد همان گونه كه صاحب سكر و مست به حكم خود نيست و هر چه مىكند بفرمان مستى و حكم شراب مىكند .
ديدن خود ، گناه بزرگ است از آن رو كه متضمن اثبات غير و مودى به شرك است ، صوفى جز خدا هيچ چيز ديگر مشاهده نمىكند ، اثبات خود و خويش ديدن از اوصاف اصحاب بدايت و نو خاستگان راه سلوك و از آثار نقصان شهود است . بدين جهت گفتهاند :
و ان قلت ما إذ نبت قالت مجيبه * وجودك ذنب لا يقاس به ذنب
شذرات الذهب : ج 2 ، ص 229 حلاج مىگويد :
بينى و بينك انى ينازعنى * فارفع بلطفك انيى من البين
ديوان حلاج ، ص 90
جدا من از تو بدانم كه من همىگويم * بيا و گفت من از من بلطف خود بر گير
آن گاه ، بنده تا با خود است ، عمل او باقتضاى نقص امكانى ، خالى از خلل و علتى نتواند بود ، حلاج بدين نكته اشارت مىكند :
و آخر ما يئول إليه عبد * إذا بلغ المدى حظ و نفس
ديوان حلاج ، ص 70 بر خلاف آن چه در حال غلبهى وارد از او صادر مىشود كه عملش در آن هنگام رنگ وارد غيبى به خود مىگيرد و مناسب آن در ظهور مىآيد همچنان كه در حال مستى محسوس ، مستان از رنگ و حيله و دغل بازى دور مىافتند و مانند بادهى ناب و صافى از غش پاك مىگردند .
جع : فتوحات مكيه ، ج 2 ، ص 724 - 717 .