2 - يك پنجم از فيء و غنيمت ( مالى كه بقهر از كافران بگيرند ) كه سهم حضرت رسول است ( ص ) .
3 - زكات و عشر زروع و ثمار و مواشى كه بمذهب ابو حنيفه نعمان بن ثابت جزو حقوق بيت المال است و بمذهب محمد بن ادريس شافعى جزو حقوق بيت المال محسوب نمىشود و ابتدا معتقد بود كه بايد در بيت المال جمع شود ولى سرانجام ازين فتوى نيز عدول كرد .
پس از آن كه خلفا بفكر جمع مال و اندوختن ثروت افتادند و داراى ضياع و عقار شدند ، خزانهى اموال شخصى خود را « بيت المال خاصه » ناميدند . مقابل :
بيت المال عامه .
شعب ديوان در عهد عمر بن الخطاب و بسال بيستم از هجرت ، تاسيس شد و پيش از آن ، ديوان و بيت المال وجود نداشت و هر چه بدست مىآمد در حال تقسيم مىكردند .
جع : الاحكام السلطانية ، تاليف ابو الحسن على بن محمد بن حبيب ماوردى ( متوفى 450 ) طبع مصر ، ص 211 - 191 ، الاحكام السلطانية ، تاليف قاضى ابو يعلى محمد بن حسين بن محمد بن خلف فراء بغدادى ، ( متوفى 458 ) طبع مصر ، ص 120 ، 240 - 221 ، مقدمهى ابن خلدون ، طبع بولاق ، ص 205 - 202 ، خطط مقريزى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 158 - 147 .
اختيار : مختار و بر گزيده ، مصدر بمعنى اسم مفعول .
پس عمر ز آن هيبت آواز جست * تا ميان را بهر اين خدمت ببست
سوى گورستان عمر بنهاد رو * در بغل هميان دوان در جست و جو
گرد گورستان دوانه شد بسى * غير آن پير او نديد آن جا كسى
گفت اين نبود دگر باره دويد * مانده گشت و غير آن پير او نديد
گفت حق فرمود ما را بندهاى است * صافى و شايسته و فرخندهاى است
پير چنگى كى بود خاص خدا * حبذا اى سر پنهان حبذا