تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
سپس بر زمينشان نهاد و خاموش شدند ، ديگر بار در مشت گرفت و آنها تسبيح گفتند ) دلائل النبوة ، طبع حيدر آباد دكن ، ج 2 ، ص 154 .

[ بقيه قصه مطرب و پيغام رسانيدن عمر به او آن چه هاتف آواز داد ]

باز گرد و حال مطرب گوش دار * ز آن كه عاجز گشت مطرب ز انتظار
بانگ آمد مر عمر را كاى عمر * بنده‌ى ما را ز حاجت باز خر
بنده‌اى داريم خاص و محترم * سوى گورستان تو رنجه كن قدم
اى عمر بر جه ز بيت المال عام * هفت صد دينار در كف نه تمام
پيش او بر كاى تو ما را اختيار * اين قدر بستان كنون معذور دار
اين قدر از بهر ابريشم بها * خرج كن چون خرج شد اينجا بيا
قدم رنجه كردن : تعبيرى است حرمت آميز بمعنى برو و بيا . بيت المال عام : محلى كه اموال عمومى كه مسلمانان استحقاق آن داشته باشند و مالك آن مشخص نباشد در آن محل جمع و به نظر خليفه و ولات مسلمين در مصالح آنها خرج مىشده است ، خزانه‌ى اموال مسلمانان كه مركز دخل و خرج و در آمد و هزينه بوده است ، بيت المال يكى از چهار دفتر يا ديوان اسلامى بشمار مىرفت ، اين چهار دفتر عبارت بود از : 1 - ديوان جيش و دفتر لشكر كه نام لشكريان و مرسوم آنها در آن نوشته مىشد و در حقيقت اداره‌ى امور لشكر را بر عهده داشت . 2 - ديوان مرسوم و حقوق عمال و كاركنان ، نظير اداره حسابدارى كل . 3 - ديوان عزل و نصب حكام و عمال ، نظير : كارگزينى كل . 4 - بيت المال عامه . هر يك از متصديان اين چهار دفتر وظايفى خاص خود داشت ، اموالى كه در بيت المال جمع مىشد عبارت بود از : 1 - فيء يعنى اموالى كه بدون قهر از كفار بگيرند .