مقارنهى « بانگ صبح » با « غريو كوس » اين نظر را تاييد مىكند كه نقاره زدن بهنگام و براى اعلام اوقات نماز بوده است ، رسم نقاره تا چندى پيش در طهران معمول بود ولى آن را در دو وقت ( طلوع و غروب آفتاب ) مىزدند ، هنوز بر سر در شرقى صحن كهنه در مشهد مقدس اين رسم بهنگام بر آمدن و فرو شدن آفتاب معمول است .
نوبت بمعنى پاسبانان و حرس نوبتى قصر شاهان و مطابق اصطلاح امروزين ( گارد سلطنتى ) نيز مستعمل بوده است چنان كه مىدانيد وقتى پست گارد را عوض مىكنند ، طبل مىزنند و اين عمل در كشورهاى سلطنتى با تشريفات خاص انجام مىپذيرد . ممكن است كه نوبت زدن اشاره بدين رسم بوده و در عصر اسلامى به اوقات نماز اختصاص يافته باشد .
از آن چه گفتيم روشن شد كه رسم « پنج نوبت » پيش از سلطنت سنجر بن ملكشاه ( 552 - 511 ) شعار سلطنت شناخته شده و رجال بزرگ و ملوك « سه نوبت » مىزدهاند پس اينكه مولف آنندراج مىگويد كه شعار سلطنت پيش از سنجر « سه نوبت » و در عهد وى « پنج نوبت » شد ، اصل و اساس ندارد ، ابن الاثير ، طبع مصر ، ج 10 ، ص 115 ، 129 ، 199 ، راحه الصدور ، ليدن ، ص 147 .
گرنه نامعقول بودى اين مزه * كى بدى حاجت به چندين معجزه
هر چه معقول است عقلش مىخورد * بىبيان معجزه بىجر و مد
اين طريق بكر نامعقول بين * در دل هر مقبلى مقبول بين
نامعقول : هر چه عقل ادراكش نكند ، معنى مجازى آن ( ياوه ، بىهوده ) مراد نيست .
جر و مد : فرو كشيدن و پيش آمدن آب درياست ، مولانا ( جر ) را