مصر ، ص 164 ، طبقات ابن جلجل ، ص 13 .
تشبيه تقليد و دليل به عصا در سخن مولانا مكرر است :
تقليد چون عصاست بدستت درين سفر * وز فر ره عصات شود تيغ ذو الفقار
ديوان ، ب 35167 نيز ، مثنوى ، ج 6 ، ب 2505 ببعد .
بيت ( 2124 ) بمنزلهى دليل است از براى بيت پيشين يعنى همچنان كه مردم نابينا در عمارت جهان و امور معيشت تاثير ندارند ، اهل استدلال نيز در پيش رفت و كشف مواد علمى موثر نيستند ، بخاطر داشته باشيد كه در روزگار مولانا طرق جديد تعليم و تربيت براى كوران وجود نداشت و آنها از راه گوش و بنيروى حافظه مىتوانستند بعضى علوم و صناعات را بياموزند .
چون عصا شد آلت جنگ و نفير * آن عصا را خرد بشكن اى ضرير
او عصاتان داد تا پيش آمديد * آن عصا از خشم هم بر وى زديد
نفير : جنگ ، گروهى از پيكار گران .
ضرير : كسى كه بينايى چشم را از دست داده باشد ، نابينا .
آمديت ، زديت : بنا بر رسم الخط قدماست كه ضمير دوم شخص جمع را بجاى ( د ) با ( ت ) مىنوشتهاند .
چنان كه گذشت ، دانش و استدلال موهبت الهى و يا به ارشاد مردان حق و اهل شهود است ليكن معتزله و حكما اين نيرو را در انكار آيات حق و كرامات اوليا بطور كلى يا گاه بگاه به كار مىبستند ، مقصود مولانا ازين تمثيل اينست كه استدلال تا آن جا درست است كه بر رد گفتهى انبيا و اوليا به كار نرود و بكفران نعمت نكشاند .