پنجم ببعد جزو امتيازات و از امور ويژهى سلاطين بوده است ، رجال مهم و كسانى كه بعنوان ( ملك ، حاكم يك ناحيه ) موسوم بودهاند ( سه نوبت ) مىزدهاند و نه بيشتر .
نوبت بمعنى نقاره و نيز گروه نقاره زنان است ، چنان كه از اخبار تاريخى استنباط مىشود ، بر در سراى سلاطين بهنگام پنج وقت نماز ، كوس و نقاره مىزدهاند و اين نشانه و بمنزلهى اعلام سلطنت و استقلال در امور پادشاهى بوده است ، بنا بروايت ابن الاثير و محمد بن على بن سليمان راوندى در راحه الصدور ، وقتى محمد بن ملكشاه ( 511 - 498 ) ادعاى سلطنت كرد ، پنج نوبت زد و چون با برادرش ، بركيارق ( 498 - 485 ) بسال 495 صلح كرد ، يكى از شرائط صلح اين بود كه محمد سه نوبت بزند ، همچنين مسعود بن محمد وقتى بادعاى سلطنت برخاست ( سال 514 ) پنج نوبت زد ، از گفتهى عماد الدين كاتب بصراحت مستفاد مىشود كه نوبت زدن براى اعلام اوقات نماز بوده است ، او بمناسبت ورود مويد الملك عبيد اللَّه بن نظام الملك ( متولد ، حدود 444 ، مقتول 494 ) ببغداد ( سال 475 ) مىگويد : و فى جمادى الاولى ورد مويد الملك من اصفهان الى بغداد و نزل فى داره و ضربت على بابه الطبول فى اوقات الصلوات الثلاث . ( تاريخ السلاجقه ، طبع مصر ، ص 67 ) .
اين سه هنگام كه بر در سراى مويد الملك نوبت زدند بىگمان صبح و ظهر و شام بوده است ولى بر در كاخ پادشاهان در پنج وقت نماز ( بامداد ، ظهر ، عصر ، شام ، وقت خفتن ) نوبت مىزدهاند . شيخ سعدى نيز مىگويد :
تا نشنوى ز مسجد آدينه بانگ صبح * يا از در سراى اتابك غريو كوس
لب بر لبى چو چشم خروس ابلهى بود * برداشتن بگفتهى بيهودهى خروس
غزليات سعدى ، ص 173