خطايى در آن واقع نشود ، با نوع معلومات و اطلاعات و ديد آن كه جوياى دليل است بستگى تمام دارد و بدين جهت در موضوع واحد ، اختلاف رخ مىدهد مانند حدوث و قدم عالم كه هر يك از موافقان و مخالفان به حكم همين تحليل ذهنى ، دليل يا حد وسطى يافته و بر مطلوب خود قياسى ترتيب داده و استدلال كردهاند پس كسى كه مطابق اصول متقدمان ، دليل مىانگيزد هرگز از دائرهى معلومات پيشين خود بيرون نمىرود و گرد سوابق ذهنى خود مىگردد و اگر خطا نكند دليلى بدست مىآورد نه آن كه مطلب تازهاى كشف كرده باشد و مقصود صوفيان ، شهود است نه ظن ، و كشف است نه قياس ، و شايد به جهت آن كه قياس و ترتيب مقدمات دليل بموجب منطق صورى ، دست باف ذهن و خيال خود آدمى است ، مولانا آن را به « پاى چوبين » تشبيه فرموده است .
براى اطلاع از عقايد منطقيان ، در ترتيب قياس و اقتناص حد وسط ، جع : منطق شفا ، البصائر النصيرية ، طبع مصر ، ص 115 - 112 ، اساس الاقتباس ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 302 - 299 .
يا بگوييم كه علم ، نزد صوفيان ، ادراكى است كه آدمى را به خدا و عالم غيب كه مدينهى علم است متوجه سازد و چنان بينا و دانايش كند كه اشيا را دلايل ذات و صفات حق تعالى بيند و بدانها مستقلا ننگرد و هر ادراكى كه خلاف اين باشد جهلى است هماناى علم . ظن ، بگفتهى آنها از صفات نفس است و چون ادراك سالكى كه در مقام نفس و محتجب از عالم غيب است موافق صور ذهنى اوست كه با خارج بجهاتى مغايرت دارد از اين رو كليهى ادراكات سالك در مقام نفس مانند گمان و ظن ، زوال پذير است و بدين تعبير علوم تقليدى كه منبعث از كشف و شهود نيست ، ظن ناميده مىشود . بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 3 ، 272 ، 345 ، 348 ، ج 2 ، ص 42 .
غير آن قطب زمان ديدهور * كز ثباتش كوه گردد خيره سر