پژوهش واقع و ادراك حقيقت ، مطابق اصول درست ، امرى نبود كه مولانا با آن نظر وسيع و موشكاف و عشق ورزى بدانش راستين و كشف اسرار وجود ، بمخالفت آن قيام كند و سخن بگويد اما اين فيلسوفان از آن مقصد عالى نيك بدور افتاده بودند .
گذشته از اين ، در علم برين و حكمت الهى ، بتصريح منطقيان ، ترتيب مقدمات و نقل از مقدمهاى بمقدمهى ديگر مانند علوم رياضى آن چنان منظم و روشن نيست كه از خطا مصون و مأمون باشد ( البصائر النصيرية ، تاليف عمده الدين عمر بن سهلان ساوى ، طبع مصر ، ص 5 ) .
همچنان حكم بر موضوعى آن گاه مفيد يقين ، ممكن است واقع شود كه احاطه بر آن موضوع ، به همه جهت امكان پذير باشد و ذات حق برتر از آن است كه فكر و عقل بشرى بر آن محيط تواند شد . علاوه بر آن كه سهروردى مقتول ، بدست آوردن حد حقيقى را حتى در ماديات نزديك بمحال شمرده است ( حكمة الاشراق ، بخش منطق ) .
و بنا بر اين مقدمه هر چه حكما راجع به حق تعالى گفتهاند بر وجه تقريب و با مقايسه به احوال بشر است كه هر چه سمت نقص دارد از وى سلب و هر چه كمال فرض شود اثبات كردهاند و اين چنين حكمى بتناسب انديشه و تعقل بشرى صورت مىگيرد نه مناسب آن چه ذات حق در واقع بدان متصف تواند بود .
جع : الامتاع و الموانسه ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 124 .
اشكال چهارگانه قياس كه صورت دليل است بر حد وسط بنيان گزارى مىشود ، حد وسط از تحليل موضوع و محمول مطلوب ، بدست مىآيد تا در نتيجه به چيزى مىرسيم كه فى المثل در شكل اول محمول مقدمهى صغرى و موضوع مقدمهى كبرى تواند بود مانند : « متغير » در قياس معروف : « العالم متغير و كل متغير حادث . » اين عمل ذهنى اگر بدرستى و صحت انجام گيرد و
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 869
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٨٦٩