تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
ابى بن كعب از صحابه‌ى مشهور و قراء قرآن ، آن ستون را بخانه‌ى خود برد و موريانه‌اش بخورد ، منبر رسول ( صم ) را در سال هشتم هجرت ساخته‌اند . شذرات الذهب ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 17 .
تا بدانى هر كه را يزدان بخواند * از همه كار جهان بىكار ماند
هر كه را باشد ز يزدان كار و بار * يافت بار آن جا و بيرون شد ز كار
آن كه او را نبود از اسرار داد * كى كند تصديق او ناله‌ى جماد
گويد آرى نه ز دل بهر وفاق * تا نگويندش كه هست اهل نفاق
گر نيندى واقفان امر كن * در جهان رد گشته بودى اين سخن
داد : عطيه ، موهبت . امر كن : فرمان خدا كه موقوف اسباب و آلات و مشروط به هيچ شرطى نيست ، مأخوذ است از « كن فيكون » كه در قرآن كريم ، بتكرار آمده است . انتخاب انسب و احسن ، فطرى انسان است و بواسطه‌ى وجود همين غريزه از توحش و زندگانى ابتدايى تا درجات والاى مدنيت مرتبا پيش رفته است و همچنان خواهد رفت ، آثار اين حس در وجود هر فردى از بشر به خوبى مشهود مىشود از بازيهاى طفلانه تا كارهاى شگرف خردمندانه و از لذات فرومايه تا خوشيهاى نيرومند معنوى كه بحسب ترقى فهم و ادراك ، آدمى بدانها مىگرايد ، همگى نمودار تاثيرى است كه اين غريزه در وجود آدمى دارد بنا بر اين كسى كه خدا را چنان كه بايد ، مىشناسد و به دو عشق مىورزد . امور دنيا بنظرش بازيچه مىنمايد لاجرم از آنها مىگسلد و به خدا مىپيوندد مثل آن كه وقتى انسان به حد بلوغ مىرسد بازيهاى كودكانه را خود به خود رها مىكند و همچنان كه در عشق ظاهرى ، از ياران و همنشينان و هر چه رنگ تعلق مىپذيرد دل بر مىكند