تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
767 - 765 ، حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخه‌ى عكسى ، تفسير كشاف ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 517 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 2 ، ص 487 - 484 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 4 ، ص 463 - 458 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 307 . امر و نداى الهى بر دو قسم است ، يكى امرى است پيوسته و هرگزى و عام كه همواره صادر مىگردد و اعيان موجودات در هر نشئه‌اى بحسب قابليت آن را مىشنوند و اطاعت مىكنند و اين ندا اصل و منشا جميع صداها و نواهاست كه وجود هر موجودى از اوست و مىتوان آن را ( نداى تكوينى ) ناميد و ديگرى امرى است خاص كه مخصوص است بوقتى دون وقتى و شخصى دون شخصى و از جمله‌ى اين امر است وحى و الهام نسبت به انبيا و اوليا و رؤياى صادقه نسبت بكافه‌ى خلايق و مىتوان آن را ( امر و نداى تشريعى و تكليفى يا لفظى ) ناميد و چون اعيان ممكنات بامر و نداى عام الهى از مرتبه‌ى علم به عين مىآيند در هر يك از مراتب وجود ، مولانا بدين جهت گفته است : هر دمى از وى همىآيد الست الخ و درين بيت اشارتست بدين كه خطاب « الست بربكم » باعيان اشيا دائمى است نه آن كه مختص زمانى خاص باشد چنان كه اهل ظاهر پنداشته‌اند چه اعيان بامر خدا دايما از عمل به عين مىآيند در سير نزولى ، و در سير عروجى باز از عين بعلم مىروند بدليل آن كه افاضه‌ى وجود و ايجاد ، صفت حق است و صفات حق لوازم ذات او هستند و بنا بر اين تعطيل آنها جايز نيست « و حضرت مولوى قدس سره اشاره فرموده‌اند كه خطاب « ا لست بربكم » قبل از خطاب بامر « كن » بود ، بنا بر اين تقرير ، مظنه‌ى سؤالى است كه اعيان ثبوت در علم دارند و وجود ندارد و بلى گفتن تابع وجود است ، در جواب آن مىفرمايد : گر نمىآيد بل ز ايشان ولى الخ يعنى كلام و قول هر نشاه ، بحسب آن نشاه ، متفاوت است همچنان كه كلام حسى به نطق حسى و كلام نفسى به نطق خيالى و
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 861 | بديع الزمان فروزانفر