تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نفيسى ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
اردشير بابكان كه اول سلسلهء ساسانيان باشد بر اردوان كه آخرين سلسلهء اشكانيان است دست يافته آن را از ميان برداشت و با قدرتى تمام سلطنت ايران بر وى مسلم گشت و اين پادشاه چون بر بيشتر پادشاهان و فرمانروايان فرمانروا بود شاهنشاهش ناميدند و از آن زمان تاكنون پادشاهان ايران را شاهنشاه مىگويند و مدت سلطنت اين طايفه يعنى ساسانيان 426 سال است چه در 652 بعد از ميلاد كه سال سى و يكم هجرى باشد در زمان خلافت عثمان رضى اللّه عنه سلطنت اين سلسله منقضى گشت و يزدجرد كه آخرين پادشاهان ساسانى بود در مرو در خانهء آسيابانى هلاك گرديد و از آن زمان تا هنگام سلطنت امير اسمعيل سامانى مدت 244 سال قمرى اين مملكت در تحت رياست و سلطنت خلفاى بنى اميه و بنى عباس ساخت تاخت و از تازيان گرديده و مردمانش مقهور و منكوب آنان بودند و در سال 275 هجرى امير اسمعيل سامانى كه از نژاد بهرام چوبين بود در ماوراء النهر لواى سلطنت برافراشت و از آنجا بخراسان آمده آل ليث را مخزول و منكوب نمود و بيشتر اين مملكت را متصرف گرديد و از آن زمان تا غلبهء مغول بر آن مملكت چند سلسله در آن سلطنت نمودند مانند سامانيان و غزنويان و ديلميان و سلجوقيان و خوارزميان و در سال 603 هجرى يك صد نفر از رؤساى مغول انجمن نموده و تموچين نام را برياست خود انتخاب كرده و او را چنگيزخان ناميدند و در اين انجمن چنگيزخان خود را پادشاه تمام ممالك آسيا دانست و از آن ببعد اين مملكت محل تاخت و تاز ترك و مغول شد تا در سال 656 هجرى كه هلاكوخان نوادهء چنگيزخان بغداد را تصرف كرده و مستعصم خليفهء عباسى را بكشت و خلافت چند صد سالهء بنى عباس را منقرض كرد و در اين مدت سرداران ترك و مغول بيشتر ايران را خراب و ويران كرده و مردمان را بكشتند و كتابها را بسوزاندند و همهء آبادانيها را زير و زبر كردند چنان كه گفته‌اند آمدند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند و از بيشتر شهرهاى بزرك ايران جز تودهء خاك چيزى باقى نگذاشتند و اين مملكت را كه در تمدن و تربيت و علم و صنعت و مكنت و ثروت سرآمد بيشتر ممالك روى زمين بود چنان ويران كردند كه اثرى از آنها باقى نماند و اين همه خرابه‌ها كه در ايران مىبينيم نتيجهء كردار زشتى است كه در سرنوشت تركان و مغلان نوشته‌اند و اولاد و احفاد چنگيزخان كه آنها را مغولان گويند تا سال 771 هجرى در ايران سلطنت و فرمانروائى نمودند و در اين سال بواسطهء امير تيمور فرمانروائى اين گروه منقرض شده و سلطنت سلسلهء گوركانيه برقرار گرديد و اين سلسله اگرچه اصلا مغول بودند ولى بواسطهء طول زمان و توليد و توالد در ايران خونشان تغيير كرده و ايرانى شده بودند و تا زمان پادشاهان صفوى در اين مملكت فرمانروائى كردند و در سال 905 هجرى شاه اسمعيل از نژاد شيخ صفى الدين مؤسس اساس سلطنت صفويه گشت و اين سلسله را مىتوان پس از ساسانيان و انقراض سلطنت ايران و افتادن آن بدست بيگانگان اول سلسله‌اى دانست كه بالارث و الاستحقاق داراى سلطنت ايران شدند چه بواسطهء سيادت و از جهت آنكه از نژاد يزدجرد آخرين پادشاه ساسانى بودند استحقاقا و ارثا مالك سلطنت و فرمانروائى ايران گرديدند و از اولاد و احفاد اين پادشاه بزرگوار نه نفر در اين مملكت فرمانروائى كردند از اين قرار : شاه اسمعيل اول 24 سال . شاه طهماسب اول 53 سال و اند ماه . شاه اسمعيل دويم 2 سال . شاه سلطان محمد 10 سال . شاه عباس اول 40 سال . شاه صفى 13 سال . شاه عباس دويم 25 سال . شاه سليمان 20 سال . شاه سلطان حسين 30 سال . شاه طهماسب دويم 10 سال و در زمان پادشاهى شاه سلطان حسين يعنى از سال 1119 هجرى بعضى افاغنه بناى سركشى و طغيان را گذاشته و كم‌كم از حدود هرات و غوريان و بادغيس و فراه و قندهار و سيستان و كرمان و يزد و خراسان تجاوز كرده تا در سال 1124 محمود افغان شهر اصفهان را كه در آن زمان پايتخت ايران و رشك جهان بود محاصره كرده و در سال بعد يعنى روز جمعهء 12 ماه محرم سال 1125 شاه سلطان حسين مجبور شده و ناچار خود را از سلطنت ايران خلع نمود و تاخ و تخت پادشاهى را بمحمود افغان واگذاشت و در اين چند سال خرابى و ويرانى افغانها و تاخت و تاز و قتل و غارت آنان بخصوص در جنوب و مركز ايران كمتر از خرابى و ويرانى مغول نبود و در سال 1139 ندر قلى بيك افشار حاكم ابيورد و نسا در خدمت شاه طهماسب اعتبارى حاصل نموده و ملقب به طهماسب‌قلى خان شد و در سال 1142 بواسطهء تدابير برجستهء طهماسب‌قلى خان شاه طهماسب وارد اصفهان گرديده و بر تخت موروثى آبا و اجداد خود جلوس كرد و اشرف افغان كه در آنجا حكومت مىكرد فرار كرده در حوالى قندهار كشته شد و ايران از لوث افاغنه پاك گرديد و در سال 1144 طهماسب قلى خان شاه طهماسب را از سلطنت خلع كرد و سلطنت سلسلهء صفويه كه مدت 239 سال طول كشيده بود سپرى گرديد و در روز پنجشنبهء 24 ماه شوال 1148 در صحراى مغان طهماسب قلى خان خود را نادر شاه ناميده تاج‌گذارى كرد اگرچه ابتداى سلطنت نادر شاه و برقرارى دولت افشاريه را بايد از سال 1144 دانست