مادرى زبان پارسى باستانى يعنى زبان زند باشد آريه بمعنى عمده و معزز است و اصلا خداوند زمين را مىناميدند چه آر بمعنى شيار كردن زمين است كنايه از زراعت و فلاحت بود و مقام اصلى اقوام آريانى و يا ايريانى و يا ايرانى در وسط اقليم آسيا در ما بين مشرق درياى آسگون و شمال كوهستان هندو كوه بوده و در آن اراضى وسيعه در زمانى بسيار قديم يعنى هنگامى كه تمام اروپ جنگل و غير مسكون بود و اگر مسكون بود مسكن اقوام وحشى و جنگلى مانند سكنهء قديم آمريكا بود سكنا داشتند و زراعت و فلاحت مىدانستند و از اين مركز دستهدسته و جوقجوق بجانب شمال و غرب حركت كردند و خارج شدند و اول طايفهاى كه از آنها حركت نموده و جلاى وطن گفتند قوم كلت (
kalt
) بودند و حصهء بزرگى از اروپ را مسكن و مأواى خود قرار دادند و پس از آنان دستهء ديگرى به همان سمت ولى قدرى پائينتر يعنى بجانب جنوب مسكن طايفهء اولى رفته و آنجا را مسكن و مأواى خود قرار دادند و اين طايفه همانا اجداد و نياكان اقوام يونانى و ايتاليائى و رومى و تيوتانى مىباشند و چنين مىگويند كه اين طايفه از راه ايران حاليه و آسياى كوچك به اين مقام درآمدند و بعضى از آنها از راهى ما بين درياى آسگون و درياى سياه وارد حدود اروپ شدند و طايفهء ديگر كه اجداد اقوام اسكلاوى ( صقلابيه ) باشند از راه شمال درياى آسگون داخل حدود اروپاى روس گشتند و بقيهء اين قوم اصلى كه در وطن خود بودند از همديگر متفرق شده شعبهاى بجانب جنوب و جنوب شرقى رهسپار شده از راه كتلهاى كوهستان هماليه و هندو كوه داخل پنجاب شده و وادى رود گنگ را متصرف گشته و همان جا را مسكن خود قرار دادند و شعبهء ديگر بجانب جنوب حركت نموده و ايران حاليه را مقر خود قرار داده و در آنجا رحل اقامت انداختند و اجداد و نياكان ما مردم ايران همانا همين قوم مىباشند پس اصل تمام ايريان و يا آريان و يا ايران كه تمام اين خانواده بدان منسوباند مأخوذ از همين است و آنچه در باب ايرج و سلم و تور نوشتهاند گويا مراد همين باشد .
ايران طبيعى -
مملكت ايران طبعا عبارت از خطهايست از آسياى غربى واقع ما بين دجله و اندوس (
indus
) و اين همان مملكتى است كه در تحت سلاطين ساسانى بوده بانضمام بعضى ممالك ديگر و ايران قديم مملكت وسيعى بود كه بسيارى از ممالك ديگر جزء آن بوده چنان كه حدود مملكت داراى اول كه اسفنديارپور گشتاسب باشد از اين قرار بوده از طرف شمال سيحون و درياى آسگون و قفقاز و درياى سياه و درياى مرمر و از طرف مغرب بحر الجزاير يونان و بحر الروم و كوير ما بين مصر و صحراى كبير افريقا و از سمت جنوب شلالههاى رود نيل نزديك حبشه و درياى احمر و عربستان و خليج ايران و درياى هند و از سمت مشرق رود اندوس و اين ممالك وسيعه كه در تحت سلطنت اين پادشاه عظيم القدر بود به بيست ايالت تقسيم مىشد .
تاريخ ايران -
تاريخ اين مملكت در حقيقت از زمان كيخسرو كه از سلسلهء كيان است شروع مىشود چه قبل از اين پادشاه تاريخ حقيقى در دست نيست و آنچه نوشتهاند بيشتر افسانه است كه بر آن اعتماد نمىتوان كرد و اين پادشاه بواسطهء الحاق مدى و عراق و آذربايجان وليدى ( آيدين ) و آسياى كوچك و آسيرى ( كردستان ) بر وسعت مملكت خود افزود و كيكاوس مصر را بر آنها علاوه كرد و پس از داراى اول بواسطهء جنگهاى ثلاثهاى كه در مدت 43 سال يعنى از سال 492 تا 449 قبل از ميلاد دولت ايران با يونان نمود و تجملاتى كه رجال اين مملكت بر خود بسته و موجب خرابى ملت و دور شدن از تربيت گرديد و اخلاق آنها را فاسد نمود اسباب تزلزل اين مملكت وسيع شد تا عاقبت در زمان داراى سيوم بر دست اسكندر فيلقوس مقدونيائى مملكت به آن عظمت و حشمت و تربيت مقهور و منكوب شد و از زمان كيخسرو تا غلبهء اسكندر بر اين مملكت 206 سال است چه كيخسرو در 536 سال قبل از ميلاد بر تخت سلطنت ايران جلوس كرد و اسكندر در 330 قبل از ميلاد بر دارا غالب شد و اسامى پادشاهان اين سلسله يعنى كيان موافق آنچه مورخين فرنگ مىنويسند از اين قرار است :
سيروس ( كيخسرو ) 536 قبل از ميلاد
كامبيس ( كيكاوس ) 530 قبل از ميلاد
اسمرديس ( اسفنديار ) 523 قبل از ميلاد
داراى اول 521 قبل از ميلاد
اكزركس (
ekzerkes
) 485 قبل از ميلاد
اردشير اول 471 قبل از ميلاد
داراى دوم 423 قبل از ميلاد
اردشير دوم 404 قبل از ميلاد
اكوس (
okus
) 362 قبل از ميلاد
داراى سيوم 336 قبل از ميلاد
اسكندر فيلقوس 330 تا 323 قبل از ميلاد .
پس از مرگ اين پادشاه ظالم خونخوار يعنى اسكندر آنچه از اين مملكت باقى مانده بود در ميان سردارانش منقسم گرديد و زيادتر از شصت سال اين مملكت خراب و ويران و اسير دست بيگانگان بود تا در 256 قبل از ميلاد بواسطهء اشكان با وسعتى كمتر تجديد و تركيب شد و بواسطهء اين شخص سلطنت اشكانيان برقرار گرديد و مدت 482 سال اين سلسله در ايران سلطنت كردند تا در سال 226 بعد از ميلاد