تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
3 - آيا اين روايت را مىتوان تفسير ناميد يا رساله‌اى است راجع به علوم قرآن و انواع آيات آن ؟ در اين رساله ، بيش از 400 آيه از آيات قرآن مطرح شده است با اين عنوانها كه اين آيه خاص است و عام نيست ، تحريف شده يا نشده ، ناسخ است يا منسوخ ، پس راجع به اين آيات توضيح داده شده است امّا نه توضيح تفسيرى مانند روايات مفسّره قرآن . پس هم تفسير است هم نيست . تفسير هست چون توضيح كمى داده شده ، و تفسير نيست چون شامل معنى و تفسير آيات نمىباشد . پس وقتى مىگوئيم تفسير است به اين علّت است كه بالاخره اين توضيحات مختصر يك نوع تفسير به حساب مىآيد . سؤال چهارم دربارهء ثبوت استناد اين تفسير ( همان روايت مفصّل ) به چهار نفر مذكور است .

پاسخ سؤال اوّل :

در ابتداء « تفسير على بن ابراهيم » كه خلاصه‌اى از اين روايت نقل شده اصلا به عنوان روايت ، مطرح نشده است . در « محكم و متشابه » تصريح شده كه از نعمانى نقل كرده است . و نعمانى اوّل كتابش سندى را به اين شرح آورده است : قال أبو عبد اللّه محمّد بن إبراهيم النعماني في كتابه في تفسير القرآن : حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعيد بن عقدة ، حدّثنا أحمد بن يوسف بن يعقوب الجعفي عن إسماعيل بن مهران عن حسن بن علي بن أبي حمزة عن علي بن أبي حمزة عن إسماعيل بن الجابر قال سمعت أبا عبد اللّه جعفر بن محمّد الصادق يقول . . . اين سلسله سند ، در « محكم و متشابه » نيز آمده است ، چون سيّد مرتضى از نعمانى نقل كرده است . رساله سعد مرسل است . زيرا روايت را از امام صادق و حضرت على عليه السلام نقل كرده ، ولى بدون سند و مرسلا . عبارت او چنين است : حدّثنا جعفر بن محمّد بن قولويه