نعمت توحيد و نبوّت و امامت و ولايت اهل بيت ناچيزند و به حساب نمىآيند و سؤال از آنها قابل اغماض است .
و خلاصه اين از كمال بىسليقگى است كه وقتى مىخواهيم نعيم را تفسير كنيم از نعمتى چون ولايت و محبّت اهل بيت سخن نگوييم و به آب و نان و لباس و مسكن بچسبيم .
همانطور كه در اين زمان اگر كسى بخواهد از ثمرات انقلاب و نعمتهاى الهى سخن بگويد بايد اصل حكومت اسلامى و حاكم شدن اسلام و قرآن و نيز تحوّل معنوى ملّت و بسوى خدا شدن آنها را ذكر كند نه اينكه مثلا بگويد مهمترين ثمرهء انقلاب عمران و آبادى روستاها است و از همين جهت است كه امام خمينى دامت بركاته هميشه نعمت اسلام و تحوّل ملّت بخصوص نسل جوان و از بين رفتن فحشا و منكرات را به عنوان بزرگترين دست آورد انقلاب ياد مىكنند .
آرى بايد كمال توجّه را داشته باشيم كه اين نعمت عظيمى كه در اين زمان نصيب ما شده است مسؤوليّت بزرگى در پى دارد و به حكم آيه : و لتسئلنّ يومئذ عن النعيم پس از مرگ از اين نعمت بزرگ از ما خواهند پرسيد كه با آن چه كرديم آيا موجبات ضعف و از بين رفتن آن را فراهم ساختيم و يا از كنار آن بىتفاوت عبور نموديم و يا در راه پيشبرد و كمال آن كوشش كرديم و با كوشش خود شكر اين نعمت را ادا نموديم .
خوشا به حال كسانى كه با قصد قربت در راه سربلندى اسلام و گسترش معارف آن از جان و مال و هستى خود دريغ نكردند و يا لااقل در سلك اين جمعيّت درآمدند كه گفتهاند :
احبّ الصالحين و لست منهم * لعلّ اللّه يرزقنى صلاحا
گر پارسا نيم امّا نوشتهام * بر لوح دل محبّت مردان پارسا