( الملقب بالمطرز الناصبى اللغوى ) : « من هو السيارى ؟ » . قال : خال لى كان رافضيا ، مكث أربعين سنة يدعونى الى الرفض ، فلم استجب له ، و مكث اربعين سنة أدعوه الى السنة ، فلم يستجب لى .
در برخى كتابها اين داستان اشتباها به يكى از دو سيارى مذكور در قبل ، نسبت داده شده است .
3 ) كتاب قراءات سيارى ، شايد به خاطر بىاعتبار بودن اكثر رواياتش ، مورد توجه محدثان قرار نگرفته و در طول هزار سال ، در هيچ كتابى ( جز منتخب البصائر كه دو روايت از آن نقل كرده ) از قراءات سيارى چيزى نقل نشده است ، تا پايان سده سيزدهم كه حاجى نورى آن را يكى از مصادر فصل الخطاب خود قرار داده است و شايد از همين جهت ، نسخه معتبرى از آن در دست نيست . نسخه حاجى نورى كه خود به مغلوط بودن آن تصريح كرده ، فعلا در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران است و نسخه مغلوط ديگرى در كتابخانه مدرسه فيضيه و نسخه سومى در كتابخانه مسجد جامع تهران و چهارمين و آخرين نسخه موجود آن در كتابخانه آية الله مرعشى است كه شايد بهترين آنها باشد . مناسب است يكى از فضلا اين نسخهها را تهيه و وضع اين كتاب را روشنتر كند ؛ زيرا احتمال قوى دارد كه بسيارى از سندهاى ياد شده در اين نسخهها علاوه بر ضعيف بودن ، از جهت ديگر نيز مخدوش باشند .
نتيجه
از بحثها و نوشتههايى كه درباره كتاب فصل الخطاب و روايات آن تاكنون انجام شده ، نتايج زير به دست آمده است :
1 - در كتابهاى حديث و تفسير اهل سنت نيز از قبيل روايات فصل الخطاب ، فراوان ديده مىشود . پس نبايد به دليل وجود اين روايات در كتب حديث شيعه ، شيعه را متهم به قول تحريف قرآن نمايند ؛ بلكه بايد هم شيعه و هم سنى ، عدم اعتبار و يا عدم دلالت اين قبيل روايات را بر تحريف ، بيان كنند و هر دو در صيانت قرآن مجيد