تفسير العياشى و الاحتجاج طبرسى كه همگى مرسلاند .
4 - روايت ، مورد اعتراض علماى بزرگ سدههاى آغاز تدوين حديث نباشد .
5 - روايت ، معارضى كه مانع حجيت آن باشد ، نداشته باشد .
6 - دلالت روايت بر مقصود استدلال كننده ، ظاهر و روشن باشد .
اما در عين حال ، گاهى اعتبار روايتى كه سه خصوصيت اول را ندارد ، با قرائنى احراز مىگردد . بر اين اساس ، بررسى مصادر فصل الخطاب ، به عنوان بررسى اعتبار آن كتابها لزومى ندارد . فقط در مورد كتاب سيارى كه بخش دوم كلام مؤلف فصل الخطاب است ، لازم است نكاتى را مطرح سازيم .
دربارهء كتاب القراءات سيارى
1 ) حاجى نورى براى اثبات وثاقت سيارى و كتاب قراءات او به چند دليل تمسك كرده است . يكى از آنها اين كه كلينى در كتاب شريف كافى ، روايات فراوانى از او نقل كرده است .
نگارنده اين مقاله در سال 1395 ق ، نامهاى به محضر آية الله العظمى خويى ( ره ) نوشتم و از ايشان خواستم كه با مراجعه به كتاب معجم رجال الحديث ( كه تا آن تاريخ ، بخشى از آن چاپ شده بود ) ، نشانى روايات كلينى از سيارى را برايم بنويسند . ايشان نامه را به « گروه رجال » ، ارجاع دادند و آنها چنين پاسخ دادند :
مكتوب محترم آن جناب كه متضمن سؤالى راجع به روايات ثقة الاسلام كلينى از سيارى بود ، به اين لجنه ، ارجاع شد كه پاسخ درخواستى تفصيلا در ذيل ، ملاحظه مىشود :
همانطور كه استحضار داريد ، سيارى ، معاصر با شيخ كلينى نبوده است ؛ بلكه شيخ شيخ وى است و در نتيجه ، تمام روايات كلينى از سيارى با واسطه است . ترجمه سيارى در جلد دوم معجم ، به عنوان احمد بن محمد بن سيار گذشت و نيز به عنوان « أحمد بن محمد السيارى » در كتب اربعه ، پنج مورد روايت دارد كه در همان جلد ، تحت عنوانش مذكور افتاده است و بقيه روايات وى به عنوان « السيارى » در مجلدات