قرآن مجيد ، بايد طرد شوند و در اين ميان ، رواياتى كه علم به كذب آنها داريم ، نيز كم نيستند .
5 - مهمترين مصدر روايات فصل الخطاب از حيث وسعت و كثرت ، كتاب قراءات سيارى است كه به هيچ وجه نمىتوان آن را از كتابهاى حديثى معتبر شيعه دانست .
اين كتاب ، با اين كه در سده سوم تأليف شده ، ظاهرا تا سده يازدهم در دست نبوده و به همين دليل ، در شمار مصادر بحار الانوار علامه مجلسى نيز قرار نگرفته است و از اين رو ، نمىتوان با اطمينان گفت كه اين نسخهها ، همانى است كه در سده سوم تأليف شده است . بعد از سده يازدهم نيز تا اواخر سده سيزدهم - كه حاجى نورى آن را از مصادر فصل الخطاب قرار داده است - باز در هيچ كتابى از آن حديثى نقل نشده است .
6 - از كتابهايى كه در رد فصل الخطاب نگاشته شده و يكى از تهمتهاى برخى از مغرضان اهل تسنن را به شيعه مظلوم ، پاسخ داده است ، كتاب گران قدر القرآن الكريم و روايات المدرستين علامه عسكرى است ( هذه من علاه احدى المعالى ، فعلى هذه قفس ماسواها ) .
7 - در برخورد با كتابهاى حديث ، راه ميانه و منصفانه اين است كه تك تك روايات آن ، مورد بررسى و دقت قرار گيرند و در صورت وثوق به صدور ، مورد قبول قرار گيرند و در غير اين صورت ، در مواردى رد شوند و در مواردى هم به آنها تمسك و استدلال نشود . اين كه كسانى مانند اخبارىها روايات يك كتاب ، مانند كافى شريف را تماما صحيح بدانند و يا در مقابل ، به صرف اين كه در يك كتاب حديثى چند حديث غير قابل قبول ديده شد ، گفته شود اين كتاب و روايات آن ، مجعول و ساختگى است ، وجهى ندارد و اين افراط و تفريط ، زيانبار است .
8 - در موضوع قضاوت در باب مؤلفان و عالمان نيز محور قضاوت در مورد هر يك از نظريات يا تأليفات آنان ، بايد « حق » باشد و پس از بررسى گفته شود كه در ميان تأليفات فلان مؤلف ، كدام سودمند و تحقيقى ، كدام بىثمر و غير محققانه ، و يا مضر
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: رضا استادى
ص٥٠