و زيانمند است . اگر نظر مرحوم شيخ صدوق در مورد « سهو النبى » مقبول نيست ، فقط همين نظريه را بايد مورد انتقاد و اعتراض قرار داد ، نه اين كه به خاطر اين نقطه ضعف ، تمام خدمات يك محدث جليل القدر ، مورد بىمهرى قرار گيرد .
بنابراين ، در مورد حاجى نورى - كه از مشايخ مشايخ ماست - نيز بايد همين گونه داورى گردد ؛ يعنى از خدمات علمى و حديثى وى قدردانى شود و در مورد فصل الخطاب ، مورد ملامت قرار گيرد ؛ نه اين كه به دليل اين ضعف واضح و غير قابل اغماض ، همه محسنات او را هم ناديده گرفت .
اصولا براى خواننده دقيق ، قابل قبول نيست كه بشنود استاد شهيد مرتضى مطهرى از حاجى نورى به سبب تأليف لؤلؤ و مرجان ، آن همه تمجيد كرده و در مقابل ، از قلم ديگرى بخواند كه حاجى نورى از شخصيتهاى مورد توجه حوزههاى علميه نبوده است . زيان اين روش ، اين است كه برخى گمان كنند هر جا ما نظر و كتاب كسى را پسنديديم و مطابق نظر ما بود ، او را به عرش اعلى مىبريم و هر جا كتاب يا نظر او با ما موافق نبود ، از عرش به فرش فرود مىآوريم . پس بايد در داورىها متوجه برخى پيامدها هم باشيم .
9 - در نسبت دادن اقوال به افراد نيز بايد آنچه را واقعيت دارد ، نوشت و يا در صورت عدم مصلحت ذكر ، سكوت كرد ؛ اما اين كه در مسألهاى كه دو قول هست ، يك قول را ناديده بگيريم و يا به قائلان يك قول اهميت بدهيم و به قائلان قول ديگر اهميت ندهيم ، اين هم عادلانه نيست و پيامد سوء آن ، اين است كه گاهى ديگران ، همان قول و قائلانى را كه ما انكار كردهايم ، از كتابها استخراج مىكنند و منتشر مىسازند .
محور بحثها بايد حق و دليل و استدلال متقن باشد . كثرت و قلت قائل ، همه جا بر مسأله تأثيرگذار نيست .
10 - عصر ما عصر ارتباطات است و مانند گذشتههاى دور نيست كه كسى چيزى مىگفت و يا مىنوشت و دهها سال و بيشتر ، در اختيار خود او باقى مىماند . بنابراين ، نويسندگان و مؤلفانى كه مىدانند نوشته آنها منتشر خواهد شد ، بايد با توجه به همه
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: رضا استادى
ص٥١