تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
از تحريف ، هم صدا باشند ؛ زيرا در غير اين صورت ، ممكن است شيعيان هم قول تحريف قرآن كريم را به علت وجود اين قبيل روايات در كتاب‌هاى تفسير و حديث اهل تسنن ، به آنان نسبت دهند . در اين جا نكته بسيار مهمى هست كه علامه عسكرى آورده و اين جانب ، تاكنون اين نكته را نشنيده و نديده بودم و آن اين كه بسيارى از رواياتى كه گفته شده دلالت بر نقص قرآن مجيد دارند ، ممكن است از كتاب‌هاى اهل سنت به كتاب‌هاى شيعه راه پيدا كرده باشند . قرائن اثبات اين مدعا را مىتوانيد در كتاب القرآن الكريم و روايات المدرستين ، مطالعه فرماييد . 2 - روايات مربوط به اختلاف قرائات ، با رواياتى كه خيال شده كه دلالت بر تحريف قرآن دارند ، خلط شده‌اند ( مانند صد و چند موردى كه در مجمع البيان به عنوان اختلاف قرائت ، ياد شده‌اند و حاجى نورى ، همه آنها را در فصل الخطاب ، براى اثبات مدعاى خويش نقل كرده است ) . البته اختلاف قرائت هم با اين گستردگى كه در كتاب‌هاى تفسير شيعه و سنى مطرح است ، مورد قبول برخى محققان نيست كه نياز به بحثى جداگانه دارد . 3 - به صرف اين كه برخى از اين روايات در يك كتاب حديث ياد شده‌اند ، نمىتوان صاحب آن كتاب را از قائلان به نقص قرآن مجيد نيست ؛ زيرا اولا نقل حديث ، همه جا دليل بر قبول آن نيست ؛ ثانيا دلالت حديث نقل شده بر مطلب مورد ادعا ، معلوم نيست مورد قبول صاحب كتاب باشد . 4 - كسانى كه قائل به نقص قرآن مجيد شده‌اند ، اعم از محدثان و فقها ، تحت تأثير كثرت عددى اين روايات قرار گرفته ، دقت كافى را مبذول نداشته‌اند ؛ و گرنه بر ايشان معلوم مىشد كه در اين روايات ، روايت تكرارى فراوان است و غير مكررها ، غالبا دلالت برخواسته آنان - كه نقص و تحريف باشد - ندارند و بقيه ، غالبا سند معتبر ندارند و در صورتى كه سند معتبر داشته باشند ، غالبا معارض دارند كه به جهت تعارض ، از حجيت مىافتند و بقيه كه تعداد كمى خواهد بود ، به سبب مخالفت با
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 49 | رضا استادى