با توجّه به اين دو دسته آيات بايد اين اشكال را پاسخ دهيم كه چطور سؤال در برخى آيات اثبات و در برخى آيات نفى شده است .
در تفاسير جواب داده شده كه قيامت مواقف و مراحل مختلف دارد در برخى از مواقف سؤال هست و در برخى مواقف سؤال نيست .
شبيه به اين بحث در دو گروه آيات ديگر هم هست گروهى كه مىگويد در قيامت مردم سخن مىگويند و جواب مىدهند و گروهى كه مىگويند در آنجا زبانشان بسته مىشود و اعضاء و جوارحشان به نطق در ميايد .
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 5 » .
آن روز بر دهانهايشان مهر مىزنيم و دستهايشان با ما سخن مىگويند و پاهايشان به آنچه انجام دادهاند گواهى مىدهند .
بحث دوّم :
دوّمين موضوعى كه در ذيل آيه شريفه بايد مورد بررسى قرار گيرد معنى و مقصود از « نعيم » است .
در اين زمينه نزديك به هفتاد روايت از طريق شيعه و سنّى وارد شده است كه به چهار گروه تقسيم مىشود .
گروهء اوّل : رواياتى است كه از طريق اهل سنّت نقل شده و در كتابهايى از قبيل « در المنثور » سيوطى ( كه روايات مربوط به تفسير قرآن را جمعآورى نموده ) موجود است ، اين روايات حدود چهل روايت است كه تقريبا كلّ آنها « نعيم » را به نعمتهاى مادّى از قبيل : آب سرد ، خرما ، سيرى شكم ، خواب ، مسكن و سرپناه ، لباس ، كفش ، مركب ، صحّت و سلامت ، امنيّت ، عافيت و زندگى بىدردسر ، معيوب نبودن بدن ، زن و فرزند و معنى كردهاند .
هامش
( 5 ) - يس : 65 .