گوشم هست .
و نيز در نهج البلاغة در خطبهء همّام جملاتى بدين مضمون هست : كسانى كه به مقام يقين مىرسند گويا در همين دنيا جهان ماوراء اين جهان را مىبينند .
با توجّه به اين مقدّمه در بيان معنى آيه مىگوييم :
قرآن خطاب به مردم غفلت زده و بىخير مىگويد :
« كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ . »
شما غفلت زده و سرگرم به دنيا هستيد اگر علم اليقين داشتيد در همين دنيا جهنّم را مىديديد امّا چون علم اليقين نداريد جهنّم را در اين دنيا نمىبينيد .
ثمّ لترونّها عين اليقين سپس جهنّم را به عين اليقين خواهيد ديد . بنابر فرمودهء علّامهء طباطبائى معنى آيه اين مىشود يعنى اگر علم اليقين داشتيد جهنّم را در دنيا مىديديد و سپس در قيامت به عين اليقين خواهيد ديد ديدن در دنيا علم اليقين است و ديدن در آن جهان عين اليقين كه با هم تفاوت دارند .
و بنابر تفسير سائر مفسران معنى آيه چنين مىشود : سوگند به خدا جهنّم را خواهيد ديد و سپس جهنّم را به عين اليقين خواهيد ديد كه جملهء دوّم تأكيد جملهء اوّل خواهد بود .
خواجه نصير الدين طوسى در كتاب « اوصاف الاشراف » مىفرمايد :
« يقين را مراتب است و در قرآن علم اليقين و عين اليقين و حقّ اليقين آمده است چنان كه فرموده است
لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ
و ديگر گفته است :
وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ . . . »
. « 1 »
و در توضيح گوييم شايد منظور بيان مراتب يقين باشد به اين شرح :
اگر از پشت ديوار نور آتش را ببينيم يقين به وجود آتش داريم اين يقين است .
اگر برويم بالاى ديوار و خود آتش را ببنيم اين علم اليقين است .
اگر كنار آتش بايستيم و حرارت آن را لمس كنيم اين عين اليقين است .
و اگر وسط آتش قرار گيريم و بسوزيم اين حقّ اليقين است .
خواجه طوسى فرموده است : « در مثل آتش كه در باب معرفت گفته آمد ، مشاهده
هامش
( 1 ) - واقعه : 95 .