در كتابهاى تفسير در ذيل اين آيه نوعا معنى اوّل ياد شده است . و ابو الفتوح رازى گفته است : كلّا در اين آيه ميتواند به معنى حقا باشد يعنى تكاثر شما را غافل كرده است و حقّا در آينده علم پيدا خواهيد كرد و غفلت شما بر طرف مىشود .
3 -
ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ
:
اين آيه تكرار آيه قبل است و هر دو آيه در مقام تنبيه و بيدار كردن مردم است . قرآن مىخواهد با اين دو آيه كسانى را كه از خدا و معنويات غافلند تهييج و تهديد كند بلكه متذكّر و متنبّه شوند و پيش از فرا رسيدن مرگشان از غفلت درآيند و حق را در يابند .
برخى از مفسران در توجيه تكرار آيه گفتهاند جمله اوّل مربوط به هنگام مرگ است يعنى به زودى هنگام مرگ خواهيد دانست و غفلت شما بر طرف مىشود و جمله دوّم مربوط به هنگام قيامت است يعنى در آينده هنگام قيام قيامت خواهيد دانست .
كلّا نيز به هر كدام از سه معناى ياد شده باشد براى تأكيد آمده است .
كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ
:
« لو » حرف شرط است و افاده امتناع و نفى مىكند مثلا وقتى مىگوييم : « لو قام لقمت » ( اگر ايستاده بود من هم مىايستادم ) يعنى او نايستاد من هم نايستادم يا وقتى قرآن مىفرمايد :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
« 1 » » ( اگر در آسمان و زمين خدايانى جز اللّه بودند زمين و آسمان فاسد مىشد ) معنايش اينست كه جز اللّه خدايى نيست نظام جهان هم به هم نخورده است اگر خدايانى بودند نظام جهان هم به هم مىخورد .
با توجّه به معنايى كه براى « لو » ذكر شد در معناى دو آيه شريفه دو نظر موجود است .
1 - اين دو آيه جداى از هم معنى شوند .
در بيان اين نظر كه در بسيارى از تفاسير ياد شده گفتهاند اگر « لو » با معنى اصليش در آيه به كار رفته باشد و بخواهيم دو آيه را با هم معنى كنيم معنايش اين مىشود : اگر
هامش
( 1 ) - انبياء : 22 .