تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
و يا مقصود رفتن به زيارت قبور است تا از اين راه غفلت خود را بر طرف سازند و متنبّه و بيدار شود . با توجّه به مطالب ياد شده در معنى و تفسير اين دو آيه سه احتمال است . 1 - فزون‌خواهى يا افتخار به زيادى ثروت و قدرت مادّى شما را از خدا و معنويات و مقامات بلند انسانى غافل و مشغول ساخته است و اين حالت نفسانى براى شما تا هنگام فرا رسيدن مرگتان ادامه دارد و بنابراين مضمون آيه شبيه اين حديث مىشود « النّاس نيام إذا ماتوا انتبهوا « 1 » » : مردم در خوابند ( و از باطن عالم آگاهى ندارند ) هنگامى كه بميرند بيدار و آگاه مىشوند . 2 - مفاخره و مباهات كردن به زيادى جمعيّت و طائفه و قبيله تا آن حدّ شما را سرگرم كرده است كه به قبرستان مىرويد و مرده‌هاى خود را مىشماريد تا از اين راه ثابت كنيد جمعيّت شما زيادتر است و به آن افتخار كنيد و يا ثابت كنيد شخصيّت‌ها و اشراف شما بيشترند و به آن مباهات نماييد . مؤيّد اين تفسير مطلبى است كه به عنوان شأن نزول اين آيات در تفاسير نقل شده است : قيل نزلت في طائفتين من قريش تكاثروا و عدّوا اشرافهم ثمّ قالوا نعدّ موتانا حتى زاروا القبور فعدّوهم و قالوا هذا قبر فلان و هذا قبر فلان . 3 - تكاثر و كثرت‌طلبى و تفاخر به كثرت ، شما را از هدفى كه براى آن خلق شده‌ايد باز مىدارد تا اينكه به زيارت اهل قبور و مردگان برويد و عبرت بگيريد و متنبّه شويد . در اين صورت مىفهميد كه دنيا و ماديّات ارزش ندارد و مشاهده مىكنيد افرادى كه بيش از شما ثروت و قدرت و جمعيّت داشتند در چه وضعى هستند در نتيجه به خود مىآييد و زنگار غفلت از دل شما تا حدّى زدوده مىشود . آرى اين واقعيّت را نمىتوان انكار كرد كه انسان هر قدر هم سرگرم دنيا و مغلوب جهات مادّى و نفسانى باشد به قبرستان كه مىرود تا حدّى تنبّه پيدا مىكند البته اين
هامش
( 1 ) - صد كلمه امير مؤمنان .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 420 | رضا استادى