تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
اگر خداوند به جزاء دنيوى كه غير اصلح است اكتفا كند كارى بر خلاف حكمت انجام داده است . حكمت او ايجاب مىكند جزاء اخروى داشته باشد . 5 - « العقل يوجب على الحكيم اللطف » به حكم عقل بر خدا لازم است بر بندگانش لطف داشته باشد . لطف را اينطور معنى كرده‌اند : « فعل ما هو يقرب العباد الى العلوّ الى السعادة ما لم يصل الى حدّ الالجاء » . و واضح است كه وجود معاد و بعث و وعد و وعيد از چيزهائى است كه انسان را به طرف خدا راه مىاندازد و او را به خدا و سعادت نزديك مىكند بايد حساب كنيم كه اگر جزاء اخروى و معاد نباشد چقدر مردم به طرف خدا مىروند و اگر معاد باشد چقدر . بديهى است كه اگر معاد باشد خيلى بهتر و بيشتر مردم به سوى خدا و رضاى او به حركت در مىآيند . 6 - « العقل يوجب على الله العادل ان يجزى عباده على اعمالهم الخير » اگر خدا جزاى اعمال نيك و رنجهاى مؤمنين را ندهد با عدالتش منافات دارد و چون مىبينيم كه در دنيا جزاى همه نيكان و جزاى همه اعمال نيك داده نمىشود پس حتما بايد جهان ديگر باشد كه اين پاداش و جزاء عملى گردد . 7 - « العقل يوجب على الله العادل ان لا يسوى بين المطيع و العاصى و المؤمن و الكافر » . اگر فقط اين دنيا باشد و آخرتى در كار نباشد و در اين دنيا مطيع و عاصى برابر و گاهى عاصى زندگى بهترى داشته باشد ، اين با عدالت خدا سازگار نيست . عدل خدا ايجاب مىكند كه مطيع با عاصى فرق داشته باشد و به پاداش عمل صالح خود برسد و چون در دنيا اين پاداش بتمامه داده نمىشود بايد در آخرت داده شود . 8 - « العقل يوجب على الله العادل ان ينتقم من الظالم للمظلوم » خدائى كه بتواند انتقام مظلوم را از ظالم بگيرد و نگيرد عادل نيست پس عدل خدا ايجاب مىكند كه انتقام مظلومان را از ستمگران بگيرد و چون اين انتقام‌گيرى در دنيا كاملا اجرا نمىشود بايد جهان ديگرى باشد كه در آنجا عملى گردد . 9 - فياض بودن خدا ايجاب مىكند كه به كسانى كه استعداد كمال مطلق را دارند كمال