تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
3 - « العقل يوجب فى الحكيم تعالى ان تكون لفعله و خلقته حكمة و مصلحة و هى على الفرض ترجع الى العباد لا اليه و لابدّ ان يكون النفع الراجع الى العباد غير مشوب بالآلام و الا لا يكون فعله حسنا و النفع الغير مشوب بالآلام لا يتحقق الا فى الآخرة » خلقت بايد هدف و نفع و حكمتى داشته باشد و اين نفع به بندگان بر مىگردد زيرا خدا بىنياز است مطلقا و نفعى كه به بندگان مىرسد در صورتى مىتواند غرض از خلقت باشد و حكمت خلقت را تأمين كند كه مشوب به آلام نباشد و نفع غير مشوب به آلام در دنيا پيدا نمىشود . پس بايد جهان ديگرى باشد كه در آن جهان نفع غير مشوب به آلام به بندگان برسد . در كتابها اينطور مثال مىزنند اگر شخص حكيم و كريمى عده‌اى را به ميهمانى دعوت كند و سفره‌اى رنگين براى آنان ترتيب دهد از او سؤال شود كه چرا اين عده را دعوت كردى ؟ جواب دهد براى اظهار كرم خود و نفع رساندن به آنان . اين جواب قابل قبول است و با حكمت و كرم او مىسازد اما اگر همين شخص در كنار همان سفره چندين مار و عقرب و حشرات گزنده بياورد و به جان ميهمانان بياندازد و در اين وقت از او سؤال شود كه چرا اين گروه را دعوت كردى ؟ جواب دهد براى اظهار كرم خود و نفع رساندن به آنان . اين جواب قابل قبول نيست زيرا نفعى كه ضميمه آن مار و عقرب باشد نفع نيست و شخص حكيم نبايد اين كار را بكند . اگر دنيا باشد و آخرت نباشد خلق كردن خداى متعال بندگان را مانند همان ميهمانى قسم دوم است . اما اگر آخرت باشد چون در آنجا منافع غير مشوب به آلام و رنجها وجود دارد و آن منافع دوام هم دارد رنج و آلام دنيوى نسبت به آن همه نعمت در حكم صفر و هيچ است پس خلقت خدا مانند ميهمانى قسم اول خواهد بود . ( قياس دنياى هفتاد ساله ( اگر همه آن هم غرق رنج باشد ) نسبت به آخرت جاويدان مانند يك ثانيه است نسبت به يك ميليون سال بلكه كمتر از يك ثانيه ) . 4 - « العقل يوجب فى الحكيم ان يفعل ما هو اصلح به حال الانسان هو الجزاء الاخروى الغير مشوب بالآلام » .