مىفهميم از آخرت است مانند :
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »
اين قسم از آيات هم بسيار است .
قسم سوم آياتى است متضمن بشارت و انذار و وعد و وعيد كه بندگان مطيع و مؤمن را به نعمت و بندگان كافر و عاصى را به عذاب بشارت و وعيد مىدهد .
مقدمهء چهارم :
در كتابهاى كلام و عقائد با تكيه بر حكمت خدا و عدالت او و لطف و فياض بودن او و نيز با تكيه بر واقعيت جهان موجود و نيز با تكيه بر واقعيت انسان موجود ، چند دليل عقلى براى اثبات معاد ذكر كردهاند :
1 - « العقل يحكم بأن حكمة البارى تعالى يوجب عليه ان يفرق بين المحسن و المسىء و المؤمن و الكافر » يعنى اگر قبول داريم كه خدا حكيم است بايد بين محسن و مسىء و مؤمن و كافر ، مطيع و عاصى در دنيا و در آخرت فرق باشد . در دنيا كه مىبينيم فرق نيست و در برخى موارد برعكس است يعنى مؤمن گرفتار ، و كافر غرق در نعمت است پس بايد اين فرق در جهان ديگر انجام گردد .
2 - « العقل يحكم بأن حكمة البارى تعالى يوجب عليه ان يجعل الانسان العاقل اشرف و اكرم من الحيوان البهيمة و لو لم يكن المعاد ثابتا لكان الانسان اخسّ من الحيوان »
مضار و آلام و مصائب وارده بر آدمى چند برابر مضار و آلام وارده بر حيوانات است زيرا حيوانات قبل از وقوع در مضار و آلام به جهت غفلت و عدم شعور ، در كمال طيب خاطر و آسودگى مشغول به زندگى هستند و از آنچه مطبوع طباع آنهاست استفاده مىكنند و همان علفى كه آنان مىخورند از جهت لذت بردن كمتر از پرتقال و گلابى كه انسانها مىخورند نيست و همينطور ساير لذات جسمانيه .
ولى انسانها به سبب عقل و شعور و تفكر در احوال گذشته و آينده خويش به انواع حزنها و خوف و دهشتها مبتلا هستند بنابراين اگر غير از اين دنيا جهان ديگرى نباشد كه در آن عوض اين خوف و حزنها را به انسان بدهند لازمهاش اين است كه حيوان نزد خدا از انسان بالاتر و از بهرههاى بهتر و بيشترى برخوردار باشد .