در كتب اهل تسنّن اين شعر راجع به تفسير بيضاوى نقل شده :
اولوا الألباب لم يأتوا بكشف قناع ما يتلى و لكن كان للقاضي يد بيضاء لا تبلى « 1 »
مطلب ديگر اينكه : اين تفسير از تفاسير زير استفاده كرده است .
1 - كشاف در شرح حالها گفتهاند اين تفسير ، مختصر الكشاف است . و بعضى گفتهاند كه « انوار التنزيل و اسرار التأويل » تهذيب و تخليص كشاف است . معنى تلخيص كه روشن است و تهذيب به اين معنى است كه چون زمخشرى معتزلى و بيضاوى اشعرى است ، لذا مطالب هماهنگ با معتزلى را عوض كرده و مطابق عقائد اشعرى را آورده است . و به عقيدهء خودش خطاهاى آن را اصلاح كرده است .
2 - مفاتيح الغيب امام فخر رازى هم مورد استفادهء او بوده است . وفات امام فخر 606 است پس مىتواند تفسير او مورد استفادهاش باشد ، شواهدى را هم ذكر كردهاند كه مطالب اين دو تفسير با هم مشابه است .
3 - گفته شده كه از راغب اصفهانى هم استفاده كرده است . شايد گوينده آن ، مقايسهاى انجام داده و به اين نتيجه رسيده است .
آيا منظور اين است كه از مفردات راغب استفاده كرده است يا كتب ديگر وى ؟ زيرا او تفسير هم داشته است ؟
در كتابها نوشتهاند كه بيضاوى از اين سه كتاب استفاده كرده است . خود او هم در مقدمه كتاب مىگويد از تفاسير استفاده كردهام :
« فإنّ أعظم العلوم مقدارا و أرفعها شرفا و منارا ، علم التفسير الذي هو رئيس العلوم الدينية و رأسها ، و مبنى قواعد الشرع و أساسها ، لا يليق لتعاطيه و التصدي للتّكلم فيه ، إلّا من برع في العلوم الدينية كلها أصولها و فروعها ، وفاق في الصناعات العربية ، و الفنون الأدبية بأنواعها ، و لطال أحدّث نفسي أن أصنف في هذا الفن كتابا يحتوى على صفوة ما بلغني من عظماء الصّحابة و علماء التابعين ، و من دونهم من السّلف
هامش
( 1 ) . كشف قناع : تفسير ، ما يتلى : آيات ، لا تبلى : كهنه نمىشود .