كردهاند و 30 كتاب قسمتى از تفسير را حاشيه كردهاند .
به احتمال قوى تفسير بيضاوى كتاب درسى بوده كه اين همه حاشيه و شرح دارد و شايد برخى از آنان موفق نشدند يك دوره تفسير را كامل بگويند از اينرو حاشيه و شرحشان ناقص مانده است .
اين شروح و حواشى برخى مفصّل و برخى مختصر است :
محمّد بن مصطفى القوجوى ، متوفى 951 ، دو حاشيه دارد يكى مفصّل و در هشت جلد و ديگرى مختصر .
حاشيهاى است از مصطفى بن ابراهيم در سه جلد .
حاشيهاى است به نام « نواهد الأبكار و شواهد الأفكار » در يك جلد ظاهرا از جلال الدين سيوطى .
حاشيهاى است از ابو الفضل صديقى مشهور به كازرونى در چهار جلد .
از آن 50 كتابى كه در كشف الظنون معرفى شده است ، 45 تا حاشيه و شرح بر تفسير بيضاوى است و 5 تا در پيرامون تفسير بيضاوى است :
1 - محمّد بن يوسف شامى كتابى دارد به نام « الإتحاف بتمييز ما تبع فيه البيضاوى الكشّاف » ؛ كه مشخّص كرده كجا بيضاوى از كشّاف استفاده كرده است .
2 - شيخ عبد الرئوف مناوى كتابى دارد به نام « فتح السماوى بتخريج أحاديث البيضاوى » ، احاديث تفسير بيضاوى را استخراج و در مصادر هل تسنّن پيدا كرده و آدرس داده است .
3 - محمّد بن يوسف ، متوفى 1028 ، حاشيهاى دارد بر سه تفسير : كشاف ، بيضاوى و تفسير ابى السعود ؛ سه تفسير را با هم حاشيه كرده است .
اگر حاشيههايش با هم باشد كتاب خوبى است . ظاهرا هر آيهاى را در هر سه كتاب ديده و حاشيه كرده است .
4 - ملا محمّد بن الغنى ، متوفى 1036 ، حاشيهاى بر بيضاوى دارد ، كه ناقص است . و فقط تا نصف سورهء بقره است ، حاشيهاش 50 جلد شده است .
آشنايى با تفاسير ( به ضميمه عدم تحريف قرآن و چند بحث قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: رضا استادى
ص٣٢١