خواهد گفت كه قاتل كيست .
اين آيه تقريبا صريح در معاد جسمانى است . همانگونه كه عامه مردم معتقدند گرچه در كتب فلسفى اينطور معاد جسمانى مورد قبول نيست و اينكه گفته مىشود عقيده فلاسفه در معاد با ظاهر آيات نمىسازد ، منظور اين گونه آيات است .
ظاهرا اينطور آيات ، اگر ذهن مسبوق به آن حرفهاى فلسفى نباشد ، چيزى جز معاد جسمانى را نمىرساند .
بيضاوى ذيل اين آيه گفته است :
« من أراد أن يعرف أعدى عدوّه الساعي في أماتته الموت الحقيقى فطريقه أن يذبح بقرة نفسه ، التي هي القوّة الشهوية حين زال عنها شره الصبي ، و لم يلحقها ضعف الكبر . . . » .
اين يك برداشت عرفانى از اين آيه است . و اين رسم عرفا است كه از اين قبيل آيات ، اينطور برداشتهايى مىنمايند . گرچه آن را بعنوان تفسير نمىتوان پذيرفت بلكه يك برداشتى است كه از آيات شده است .
مرحوم علامه شعرانى در ذيل آيهء
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ . . .
مكرر نقل كرده است كه بيضاوى از اين قبيل آيات تجرّد روح و نفس را استفاده كرده است .
تفسير بيضاوى از كتبى است كه چاپهاى متعدّد و مختلفى دارد . ابتدا يك مستشرق در يكى از شهرهاى اروپايى ، در سال 1844 چاپ كرد . سى سال بعد مستشرق ديگرى فهرست خوبى براى آن نوشت . كه الآن نه اصل آن كتاب و نه فهرستش نزد ما نيست .
از آن تاريخ به بعد هم مكرّر چاپ شده است ، چاپ سنگى آن در اختيار ما است كه در سال 1282 ق در ايران چاپ شده است . براى اطلاع بيشتر به كتابهاى لغت نامه دهخدا ، طبقات المفسّرين ، روضات الجنات ، قاموس الاعلام ، كشف الظنون ، هدية الأحباب ، شدّ الازار ، فارسنامه ، سخن سرايان فارس ، الذريعة ، نامه دانشوران ، معجم المطبوعات ، فهرست كتب خطى مدرسه فيضه قم ، بغية الوعاة ، التفسير و المفسّرون ، ريحانة الأدب ، هدية العارفين ، الاعلام و كتابهاى ديگر رجوع شود .